[ad_1]

زن و شوهری که مدتها در کنار هم بوده اند نه تنها عشق بلکه عشق عمیقی نیز دارند. ترک یکدیگر به دلیل سختی ها و دشواری ها غیرممکن است. در بسیاری از مواقع آنها هنوز حاضر به پذیرفتن نقص های خود هستند ، و موافقت می کنند که از حقوق خود دست بکشند تا بتوانند به همراهی خود با طرف مقابل ادامه دهند.

یکی (30 ساله) مشترک بود که او و شوهرش 5 سال است که ازدواج کرده اند. “یک سال پس از عروسی هنوز باردار نبودم ، بنابراین زن و شوهر تصمیم گرفتند که به پزشک مراجعه کنند. من با کودک مشکل دارم ، علاوه بر این رحم من بسیار ضعیف است ، حتی حاملگی نیز دشوار است. برای من و خانواده ام غم انگیز است. “ که گفت

برای 2 سال آینده ، آن دو بار باردار بود ، اما نتوانست کودک را نگه دارد. از آنجا که رحم ضعیف است ، انجام لقاح آزمایشگاهی با An نیز تقریباً غیرممکن است. خانواده هوو ، شوهر آنه ، پس از اطلاع از آن و همسرش تا آخر عمر نمی توانند صاحب فرزند شوند ، در ابتدا سرد و بیگانه به نظر می رسید. به تدریج ، آنها دیگر به یکدیگر احترام نمی گذاشتند ، و تحقیر و نفرت خود را نسبت به آن نشان دادند.

همسر عقیم فرار کرد زیرا نمی خواست مزاحم کسی شود ، لحظه ای که در کاروانسرا را باز کرد مجبور بود وقتی تماشا می کند مرد منتظر داخل آن بی زبان است - عکس 1.
تصویر

در چهارمین سالگرد ازدواج آن ، مادر شوهرش با آن صحبت طولانی کرد. به طور کلی ، من می خواهم که او برای رها کردن او ابتکار عمل را داشته باشد ، زیرا هوو نمی خواهد همسر نابارور خود را طلاق دهد.

“من در مورد آن فکر کردم و متوجه شدم که راه رفتن همه برای شما خوب است. من آنقدر نجیب نیستم که رنج می برم ترک کنم تا به خوشبختی شوهرم امیدوار شوم. اما چون من هم تحت فشار خانواده شوهرم احساس غرق شدن می کنم. من نمی توانستم باردار شوم ، غمگین بودم ، اما این تقصیر من یا اراده خودم نبود. من کار اشتباهی نکرده ام ، چرا این کارها را تحمل می کنم؟ آیا ممکن است زنی که نمی تواند زایمان کند ، مانند گناهکاری که دیگران آنرا محکوم یا انتقاد می کنند ، هیچ ارزشی نداشته باشد؟ “، بیان.

وی گفت به جای دفن شدن در ازدواجی که فقط استرس و درد او را به همراه داشت ، لیاقت خوشبختی را داشت. البته او تصمیم گرفت دستش را رها کند تا هو بتواند خوشبختی خود را پیدا کند. به این ترتیب ، هر دو راحت و در آرامش قرار می گیرند.

او صریحاً به داستان طلاق از شوهرش اشاره كرد ، اما او اصرار كرد. هوو گفت پس از 4 سال ازدواج و 6 سال عشق ، او نمی تواند او را ترک کند. اما آن گفت که هوو هنوز او را درک نمی کند ، او به دلسوزی او احتیاج ندارد. او همچنین برای راحتی و تشویق او به کسی در کنار خود احتیاج ندارد ، زیرا این واقعیت را می پذیرد که نمی تواند مادر باشد و به سایر موارد مهم زندگی نگاه می کند.

آن که می دانست هوو نمی تواند متقاعد شود ، تصمیم گرفت بیرون شود و مراحل طلاق را بعداً ادامه دهد. یکی با اتوبوس مسافت طولانی سفر می کند تا پایتخت را ترک کند و برای شروع زندگی جدید وارد شهر جنوبی دورافتاده شود. او می خواست هنگام تماشای راه رفتن به سرزمین های بیگانه راه برود. او چندین دوست در آنجا دارد که از آنها می خواهد در یافتن متلی مناسب استفاده کنند. همه چیز برای او خیلی دشوار نیست ، زیرا آن از سلامتی و تجربه خوبی برخوردار است و می تواند به سرعت برای یک کار جدید درخواست کند.

“چند روز بعد به جاده رسیدم. دوستم مرا برد و به مسافرخانه برد ، اما او مرا در گذاشت و برگشت. من گیج شدم و به من گفت كه در را بزن. وقتی در باز شد ، من باور نکردم که مردی در اتاق منتظر است. من بی زبان بودم. این مرد شوهر من بود. “که گفت

همسر عقیم از آنجا که نمی خواست مزاحم کسی شود ، لغزید ، لحظه ای که در کاروانسرا را باز کرد مجبور بود وقتی تماشا می کند مرد منتظر داخل آن بی زبان است - عکس 2.
تصویر

آن چمدان کامل را که هوو آورده بود نگاه کرد و وقتی جلوی او ظاهر شد ، هدف او را تا حدی حدس زد. او باید از نقشه همسرش اطلاع داشته باشد ، مخفیانه با دوست او تماس گرفته و سپس برای حرکت سوار هواپیما شده است ، بنابراین قبل از آن آمد.

“من می خواهم پدر شوم ، البته این را انکار نمی کنم. اما یک چیز مطمئناً است ، امروزه من به سختی می توانم زن دیگری را دوست داشته باشم. اگر فقط به خاطر زایمان با کسی ازدواج کنید ، این نقص دارد. برای آنها ، ازدواج نیز خوشبخت نیست. ، سهواً بر فرزندان تأثیر می گذارد ، بنابراین بهتر است بچه دار نشویم. زندگی جدیدی را انجام می دهم ، گزینه 2 را انتخاب می کنم ، زیرا عشق به شما بیشتر از تمایل به پدر شدن است … ” ، اعتماد هوو

هوو چیزی برای آینده و فقط حال را قول نمی داد و احساسات واقعی قلب او چیزی را از همسرش پنهان نمی کرد. این باعث می شود آن احساس راحتی و اطمینان خاطر کند ، و موافقت می کند که اجازه دهد او همچنان به همراهی خود ادامه دهد. انتقال زوجین به مکان جدید همچنین به جلوگیری از کنترل و فشار از خارج کمک می کند.

وی گفت که گفتن آینده دشوار است.هو هیچ تعهدی در قبال مسئولیت آن در تمام زندگی خود ندارد و همچنین نیازی به این کار ندارد. شاید روزی او را دوست نداشته باشد یا دیگر به او نیازی نداشته باشد ، هر دو سعادت دیگری خواهند داشت. اما در حال حاضر ، غیرقابل انکار است که آن بسیار قدرشناس و تحت تأثیر صداقت هوو نسبت به خود است. کافی است ، از دست دادن 10 سال دوستی نیست.

لوتوس



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *