[ad_1]

من و همسرم در حال حاضر در شهر خانه ای اجاره کرده ایم و به تازگی یک دختر بچه به دنیا آورده ایم که فقط 5 ماه دارد.

آخرین روز سالگرد درگذشت پدرم بود. طبق برنامه ریزی های انجام شده ، من هنوز صبح به محل کار خود می روم و بعد از ظهر استراحت می کنم تا همسر و فرزندانم را به خانه برسانم. هرکسی که ظهر انتظار بازگشت داشت ، همسرش به او گفت که تازه تب شدید داشته و برای پایین آوردن درجه حرارت دارو مصرف می کند و بهتر است. همسرم هنوز برای مراقبت از کودک در خانه است و به زودی دوباره کار خواهد کرد.

همسرم به او گفت خیلی خسته است و تا سالگرد مرگ پدر شوهرش نمی تواند با من به خانه برود. راهی دیگر وجود ندارد که مجبور شوم تنها راه بروم. کودکان خردسال نیز نمی توانند نوزادی بدون همسر بیاورند.

وقتی به زادگاهم بازگشتم ، وقتی دوربین تازه نصب شده را به یاد می آوردم ، در تماس با همسر و فرزندانم در خانه می پرسیدم ، تصمیم گرفتم آن را باز کنم. دلیل خرید دوربین مداربسته این بود که همسرم دوباره کار می کند و ما تصمیم گرفتیم یک پرستار کودک را استخدام کنیم. کودک خیلی کوچک است ، من اصلا احساس نمی کنم. هنوز هم ، وقتی صحنه را در خانه ام به وضوح دیدم ، مبهوت شدم.

همسرم به دلیل نداشتن تب در سالگرد مرگ پدرش ، نگاه کردن به دوربین و تماشای کار او در خانه ، خود را معذور دانست که من شوکه شده ام - عکس 1.
تلفن را روشن کردم تا همسر و فرزندانم را در خانه بررسی کنم. (تصویر)

همسرم هیچ بیماری ندارد ، او در یک حلقه نشسته است ، و با گروهی از مردم آنجا “صحبت” می کند! این گروه از افراد در حال جمع آوری برخی وسایل غیرمنصفانه و بیکار هستند که غالباً شایعه می کنند و باعث می شود کل محله از آن بیزار شود.

دخترم تنها در رختخواب خوابیده بود. دور تا دور سر و صدا و مشاجره و نفرین های سر و صدا این گروه از مردم است. من با عصبانیت به همسرم زنگ زدم و از او خواستم که بلافاصله گروه را منحل کند و به درستی از بچه ها مراقبت کند و منتظر صحبت من باشد.

بعد از پایان کار در حومه شهر ، بلافاصله به شهر رفتم تا با خانواده ام معامله کنم. همسرم گفت آخرین باری که برای مراقبت از بچه ها در خانه ماند ، دخترم بسیار خوب بود ، بنابراین مجرد بود و با گروه دیگر مردم دیدار کرد. آنها فقط از همه چیز در اطراف خود “شایعه” می کنند ، اما کار زیادی نمی کنند.

البته من هنوز هم در پذیرفتن این واقعیت که همسرم وانمود می کند مریض است مشکل دارم تا در سالگرد مرگ پدرم مجبور نشوم به خانه بروم و از عدم حضور شوهرم برای اتحاد دوباره استفاده کنم. . آیا همسر من اینطور است که روز به روز خانه شوهرم را دست کم می گیرد؟ آیا راهی وجود دارد که بدون اینکه کنترل کننده و پدری تلقی نشود به کمیته همسر بگویید؟

(لطفاً ناشناس بمانید)

طبق گفته Giang Giang (روشنفکر جوان)



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *