مامان نشست و از در شیشه ای خیره شد و فهمید که امروز صبح چقدر لطیف است.

و قلب مادرش خیلی آرام و آرام است …

توشه ای که کودکان را به زندگی معرفی می کند ، عشق بی حد و مرز والدین است ، کودکی ، وقتی دست مادر مرا بلند می کند …

من می خواهم وقتی بزرگ شدم ، شما خاطرات و خاطرات کودکی بسیار زیبا ، روزهای آرام در کنار خانواده را داشته باشید.

زیرا زندگی به آن سادگی که فکر می کنیم ساده نخواهد بود و ضربات مهلکی را در لحظاتی خواهد داشت که انتظارش را در زندگی نداشته اید …

اما به هر ترتیب یا دیگری ، لطفاً راهی پیدا کنید که خود را بالا ببرید …

و صرف نظر از قیمت ، شما باید فرد خوبی باشید.

لازم نیست بزرگ ، بزرگ باشید ، فقط باید با خود مهربان باشید.

از آنجا که کارهایی وجود دارد که ما انجام می دهیم ، برای مردم عادی درک اینکه چه چیزی صادقانه یا دروغ است دشوار خواهد بود ، اما باور کنید که در یک گوشه عمیق پنهان روح خود بی قرار خواهید بود …

بچشید ، برای جلوگیری از ناامنی ، ما نباید کودک باشیم!

مسیر زندگی دارای دوره های پر فراز و نشیبی خواهد بود ، هنگامی که در پایان ناامیدی ، درد قرار می گیرید ، از کسی س askال نکنید ، اما انرژی خود را صرف نجات خود می کنید.

چنین چیزی را به یاد بیاورید!

غمگین – غمگین نشدن طولانی.

سرگرمی – گول نخورید.

وقتی موفق شدید ، ثروتمند شوید ، بسیاری از مردم آنها را تحسین و تمجید می کنند.

اما زیاد به چنین چیزهایی فکر نکنید

تا حد ممکن ساده باشید ، زیرا از این طریق واقعاً ایمن خواهید بود.

کاملاً ، با سرنوشت ناگوار مطلق نباشید ، زیرا به یاد داشته باشید:

چنین روزهایی وجود خواهد داشت.

بنابراین ، با کسانی که ملاقات می کنید بسیار نزدیک ، اما انتخابی رفتار کنید:

بازی بسیار خوب بسیار – کمی بازی بد – و عقب نشینی آرام و خیلی بد …

لطفا ساکت باش ، هیچی نگو عزیزم!

در زندگی چیزهای جدید زیادی وجود خواهد داشت که خود ما می دانیم خیلی کم است ، بنابراین در روزهایی که سالم ، باهوش و بیدار بودم ، کم کم آن را به شما نشان می دهم.

نامه ای به پسرم در شب سال نو - عکس 1.

چون مادر می داند:

بزرگترین معلمی که فرزندان را تحت تأثیر قرار می دهد ، گهواره خانواده و جهت گیری مادر است

من به شما یاد می دهم که چگونه بعد از نوشیدن آب درون ظرف ، لیوان را بشویید.

چون همه کثیف می شوند …

مامان به آنها یاد داد که چگونه خانه را تمیز کنند ، لباس ها را بشویند ، چگونه پتو و پرده ها را جمع کنند ، توالت را مالش دهند ، بنابراین بیدار شدن از خواب اولین کاری بود که باید انجام دهند …

مامان با یادگیری دوست داشتن کتاب ، به من استقامت می آموزد.

عادت به خواندن از سنین بسیار کم ، زیرا کتاب یک فکر و اندیشه کاملاً متفاوت را پیش روی شما قرار می دهد و وقتی به مشکل خود پی ببرید ، وقتی بزرگ شوید مشکل کمتری خواهد داشت.

از آنجا که موفقیت یک خیابان یک طرفه نیست ، یک سفر چالش برانگیز است.

شما باید بر آن غلبه کنید!

مادر به کودکان می آموزد که چگونه پس انداز کنند ، به کودکان می آموزد که چگونه به صورت انتخابی غذا بخورند ، چگونه اطلاعات مربوط به سازنده ، مواد را بخوانند ، زیرا آنها به عنوان یک عادت با سواد نیستند.

زیرا شخصیت متشکل از عادت ها و چیزهای کوچک است.

مامان به وضوح شما را در مورد شهریه خود مطلع می کند ، شما خود مدرسه مدرسه را تأمین مالی می کنید …

زیرا باید آگاهانه برای هر سکه برنده شوید ارزش داشته باشید.

من همه چیزهایی را که می دانم به تو یاد خواهم داد تا مادر با تمام عشق و قلب گرم خود باشم.

زیرا آنچه به شما گفتم مراحلی است که طی کرده اید.

تجربه این فرد درسی برای دیگران خواهد بود.

اما دشوارترین درس این درس برای انسان است.

پس باید برای خودت درس بخونی پسرم!

من تو رو خیلی دوست دارم.

مادرم!

لو های ین



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *