چندی پیش ، به دلیل اینکه فوراً به پول احتیاج داشتم ، تماس گرفتم تا از برادرم 10 میلیون درخواست کنم. من به عروسم نگفتم ، همچنین به او گفتم که به همسرم نگو زیرا می ترسیدم او بفهمد به من پول قرض نمی دهد.

برادرم موافقت کرد ، اما وقتی پولی را که وی فرستاد دریافت کردم ، نمی توانستم از پیام تعجب نکنم. من فقط 10 میلیون وام گرفتم اما 20 میلیون دریافت کردم. من به خصوص از یادداشت در بخش حواله جدید شگفت زده شدم: “خواهر اچ برای من یک س Qال می فرستد.”. ح نام عروس من است!

تماس گرفتم تا از برادرم سال کنم و می دانستم که کارت وی به طور موقت در دسترس نیست ، بنابراین او از عروس خود خواست که آن را به من بدهد. معلوم شد که من به او گفتم راه دیگری به همسرش نگو. چرا 20 میلیون انتقال دادید؟

من با احتیاط به عروسم زنگ زدم تا دلیلش را بپرسم. او لبخندی زد و به من گفت وقتی آن را پس می دهم آن را بردار و برای راحتی از آن استفاده کن ، مشکلی نیست. برادرم به همسرش گفت كه 10 ميليون را به خواهرش منتقل كند اما عروس داوطلبانه آنها را به 20 ميليون انتقال داد. وقتی جواب او را شنیدم ، چشمانم قرمز شده بود و می خواستم گریه کنم.

در صورت نیاز فوری به پول ، عروس خود را پنهان کردم که هنگام دریافت پیام انتقال از گریه و پشیمانی از برادرم درخواست پول می کند - عکس 2.

من قبلاً عمیقاً از بد رفتاری ام نسبت به عروسم پشیمان شده ام. (تصویر)

او بیش از یک سال است که به عنوان عروس کار می کند ، تمام خانواده من همیشه نسبت به او سرد و بی تفاوت بوده اند. همچنین ، زیرا فکر می کنیم او کسی است که احساسات برادر و دوست دختر سابق من را از بین برد. دوست دختر سابق او در بین تمام خانواده بسیار محبوب است ، او بسیار ملایم و لطیف است. پدر و مادرم او را عروس می دانستند ، من هم با او نزدیك هستم ، تاكنون این دو خواهر هنوز هم اغلب صحبت می كنند.

او گمان کرد که برادرم ناگهان اعلام کرده است که از دوست دختر خود جدا شده است و پس از مدت کوتاهی عاشق شد و پس از مدت کوتاهی با عروس خود ازدواج کرد. وقتی خانواده ام س askedال کردند ، برادرم دلیل آن را نامناسب عنوان کرد و تأیید کرد که عروس سومین دختر نیست. با این حال ، خانواده من نسبت به عروس من تعصب داشتند. بعد از عروسی ، او را فردی نامرئی در خانه می دانستیم و بلافاصله پس از رفتن آنها ، رابطه حریف بسیار ملایمتر می شود.

ما با او چنین رفتاری داریم اما او شکمش را رها نمی کند اما همچنان از همه مراقبت می کند. من می فهمم که گفتن عشق واقعاً سخت است ، مهم نیست که برادرم با کیست ، مهم این است که او خوشحال و پاک باشد بدون اینکه کسی را گمراه کند. من قبلاً عمیقاً از بد رفتاری ام نسبت به عروسم پشیمان شده ام. برای بهتر شدن با تو چه کاری باید انجام دهم؟

(ngothy21 … @ gmail.com)

به گفته روشنفکران جوان



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *