[ad_1]

– بسیاری از هنرمندان نگران هستند زیرا اپیدمی باعث می شود درآمد خود را کاهش دهند ، تأمین زندگی مانند گذشته دشوار است و شما؟

“دزد ، کار من هنوز خوب است.”

مای فوونگ تووی: من هنوز هم پول خوبی کسب می کنم - تصویر 1.

خانم ویتنام 2006 مای فوونگ توئی.

– فکر می کنید وقتی شما Miss Securities نامیده می شوید و بیش از یک سال است که هر اقدام شما توسط سرمایه گذاران اوراق بهادار در اطراف مجامع تجزیه و تحلیل شده و پیشنهاد می شود؟

– امیدوارم این روند کمی سرگرم شود و به زودی منتقل شود. هنگامی که شما یک ملکه زیبایی هستید ، هرچه توجه بیشتری به شما جلب شود ، بهتر است ، اما سرمایه گذاری ها ، تمجیدها یا انتقادات بر NAV (ارزش خالص دارایی) تأثیر نمی گذارد.

– سرمایه گذاری مالی شما از زمان وقوع همه گیری چگونه بوده است؟

– هنوز هم همین طور است ، اصل تغییر نکرده است. وقتی زمان سوار شدن است سهام خود را ذخیره کنید ، سوار شوید.

سرمایه گذاران اغلب این فرصت را در معرض خطر می بینند. چه امکاناتی وجود دارد که شما در طی همه گیری از دست نرود؟

“من فکر می کنم تا زمانی که شما بفهمید چه کاری انجام می دهید ، همیشه یک فرصت وجود دارد.”

– در مورد این شایعات که مای Phuong Thuy اکنون غول اوراق بهادار است و به دلیل رونق بازار اخیر ثروتمندتر می شود ، چطور؟

فکر می کنم هنوز از دوستانم عقب هستم اما نسبت به سال گذشته بهترم. با رشد ، این بدان معناست که باید بیشتر بیاموزیم. در گذشته من سرمایه کمتری سرمایه گذاری می کردم ، همه چیز از قبل پیچیده تر بود.

مای فوونگ تووی: من هنوز هم پول خوبی کسب می کنم - تصویر 2.

مای فوونگ تووی به عنوان یک داوطلب در حمایت از واکسیناسیون در دبیرستان Phu Tho (HCMC) کار می کند.

– چه انگیزه ای باعث شد شما تصمیم بگیرید که داوطلب شوید و برای مبارزه با اپیدمی ، برای حمایت از واکسیناسیون در شرایط اپیدمی استرس زا در شهر هوشی مین ، از واکسیناسیون حمایت کنید؟

– هر روز وقتی اخبار را از رادیو می بینم ، وقتی فشار رو به تیم های پزشکی در تلاش های روزمره برای مبارزه با اپیدمی را می بینم ، بسیار آسیب دیده و احساساتی می شوم. وقتی قلبم به من گفت ، خیلی زود داوطلب شدم و می خواستم تا حدی از نیروهایم در تیم های پشتیبانی خط مقدم مقابله با بیماری همه گیر حمایت کنم ، اما پس از آن تا اواسط ماه ژوئن بیمار شدم.

– زندگی شخصی خود را چگونه تنظیم می کنید تا زمانی برای داوطلب شدن داشته باشید؟

– وقتی همه گیر شد ، من هنوز مجبور بودم هر روز از خانه کار کنم. شغل من برای بسیاری از افراد درآمد ایجاد می کند ، بنابراین نمی توانم استراحت کنم ، می توانم روزهای هفته و آخر هفته تمام روز از کار خارج شوم.

– روزهای داوطلبانه شما معمولاً چگونه می گذرد؟

من همه کارهایی را که مردم برای حمایت از آن نیاز دارند ، انجام می دهم ، به ویژه برای کمک به کاهش بار پزشکان و پرستاران خط مقدم مقابله با اپیدمی. مانند سایر داوطلبان ، من اغلب در مواردی مانند: بسته بندی وسایل ، هدایت افراد به نمونه برداری ، انجام مراحل واکسیناسیون و گاهی کمک به تهیه صبحانه شرکت می کنم.

– دوست پسر و خانواده شما وقتی در هنگام شیوع بیماری داوطلبانه او را در مکان های شلوغ دیدید ، چه گفتند؟

مردم من را بسیار مورد حمایت و تشویق قرار می دهند ، اما همچنین یادآوری هایی وجود دارد که باید مراقب باشید و از سلامتی خود مراقبت کنید. فقط در شرایط سلامتی می توانیم دیگران را همراهی و کمک کنیم.

– Covid-19 در سال گذشته چه تاثیری بر زندگی شما داشته است؟

– من زندگی با اوتیسم را دوست دارم ، بنابراین سرگرم کننده بود که در سال گذشته کمتر در مورد آن صحبت کنم. من در راه رسیدن به فیلسوف کتابهای زیادی می خوانم. این بار چیز جدیدی وجود دارد که قبلاً برای من خیلی جالب نبود و آن کارهای خانه ، نظافت ، لباسشویی ، نظافت است. مادرم در شستن و نظافت کوشا است. وقتی کودک بودم ، خیلی به مادرم می خندیدم ، اما اکنون متوجه شدم که ژن OCD (خلوص و نظم) من غالب است.

مای فوونگ تووی: من هنوز هم پول خوبی کسب می کنم - تصویر 3.

مای فوونگ تووی در تهیه صبحانه برای پزشکان خط مقدم در مبارزه با اپیدمی در بیمارستان بیماری های گرمسیری ، شهر هوشی مین نقش دارد.

– شهر هوشی مین ، فاصله اجتماعی ، چه احساسی دارید وقتی نمی توانید مانند گذشته به دفعات زیاد و نزدیک خانواده به هانوی بروید؟

“هانوی اولین عشق من است و سایگون آخرین عشق من است و خاطرات زیادی در هر دو مکان وجود دارد.” من واقعاً دلم برای غذا تنگ شده و می خواهم همه تنقلات تابستانی هانوی را بخورم. من و خانواده ام بندرت یکدیگر را می بینیم ، بنابراین تفاوت زیادی نمی بینیم. در این مدت ، من و من هنوز پیام هایی برای بازدید می فرستیم و به یکدیگر توصیه می کنیم که هر روز سلامتی خود را حفظ کنیم.

– بعد از به دنیا آوردن خواهرت ، فکرت درباره ازدواج تغییر کرد؟

– وقتی بهترین دوست من ازدواج کرد و خواهرم نوزادی به دنیا آورد ، من بسیار “آسیب دیده” بودم. قبلاً فکر می کردم همه دنیا متاهل و دارای فرزند هستند ، اما نزدیکترین افراد هنوز مثل من بودند ، من چیزی برای فکر کردن نداشتم ، فقط آرامش خود را حفظ کنم. و حالا ، من خودم را خط مقدم می بینم. خوشبختانه من خوب سازگار شدم و به سرعت به حالت عادی بازگشتم.

من تحت فشار نیستم که ازدواج کنم ، و همچنین فکر نمی کنم که برای کمک به احساس ناتوانی لازم باشد که ازدواج کنم. ازدواج در چشمان من به این معنی است که من بزرگ شده ام ، اما احساس می کنم هنوز بزرگ نشده ام. گاهی اوقات من هم احساس بی پناهی می کنم ، “کلمات کویری” با خودم چون 33 ساله هستم ، 16 ساله نیستم ، اما در مورد شوهر و فرزندانم اصلا استرس ندارم. خوشبختانه مادرم اصراری نکرد.

مطابق با ستاره



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *