[ad_1]

همسر سابق من و همسرم به دلیل درگیری مالی از هم جدا شدند. من بزرگترین برادر خانواده هستم ، فقط یک برادر کوچکتر از من وجود دارد. برادر کوچکتر من کاملا شیطان است ، بنابراین اغلب به سراغ روزنامه نگاران بدهکار می رود. پدرم درگذشت ، مادرم از نظر سلامتی ضعیف بود و درآمد نداشت ، بنابراین موارد مهم خانواده از دست من برمی آمد.

من تا می توانم بدهی برادرم را پرداخت کنم. به همین دلیل همسرم به شدت ناراضی و عصبانی است. او به من گفت لطفا تو را راضی کنم تا او ناز کند و به من وابسته شود ، من هم یک مرد هستم ، اما ترک خانواده ام به همسرم قابل قبول نیست. همسر همچنین گفت مادر شوهر وظیفه ما است ، اما برادر کوچکتر بالغ و از سلامتی خوبی برخوردار است ، به هیچ وجه نمی توانیم مسئول این امر باشیم.

من به همسرم نگفتم حرف اشتباه را بزند ، اما خون ، خون و خون نمی تواند از بین برود. بنابراین من همچنان اصرار کردم که به برادرم پول بدهم و برای کمک به او برای پرداخت بدهی قرض بگیرم. همسرم به من گفت نمی تواند از پس این کار برآید ، بنابراین با عصبانیت درخواست طلاق داد. بین همسرم و برادر کوچکترم ، پس از فکر کردن ، تصمیم گرفتم برادرم را انتخاب کنم.

من می خواهم برگردم وقتی همسر سابق من ثروتمند و زیبا می شود ، اولین باری که وارد متل شدم وحشت کردم - عکس 1.
همسرم گفت نمی تواند از پس این کار برآید ، بنابراین با عصبانیت خواستار طلاق شد. تصویر

بعد از طلاق ، حتی اگر نمی توانستم از پس فرزندانم بربیایم ، اما بار اقتصادی بر دوش من هنوز بسیار سنگین بود. در حالی که بدهی برادرم را تحویل گرفتم مجبور شدم از مادر مراقبت کنم تقریباً مرا خسته کرد.

دو سال پس از طلاق ، به عکس های همسر سابقم که در فیس بوک منتشر شده بود نگاه کردم و در مورد او فهمیدم که ایمان آوردم شوکه شدم. همسر سابق وی به قدری زیباست که گفتنی است وی حتی از طریق یک تجارت شاد ثروتمند شد. همسر سابق وی اکنون یک فروشگاه مبلمان شلوغ دارد و ماهیانه نزدیک به 100 میلیون دونگ درآمد دارد.

دیدن غنی و زیبا بودن او با آسمان قبل متفاوت است ، این باعث ناراحتی من می شود. با عصبانیت از او التماس کردم که با او برگردد. و چقدر خوش شانس است که همسر سابق من هنوز مرا دوست دارد ، بلافاصله موافقت می کند که عشق قدیمی خود را تجدید کند.

اگرچه او موافقت كرد كه برگردد ، اما همسر سابق من هنوز از خوابیدن با من امتناع كرد. این باعث می شود من خیلی ناامن باشم. سپس ، پس از چندین بار ترغیب ، اغوا ، سرانجام او مرا به سمت متل دنبال کرد.

درب متل بسته شد و همسر سابق من مرا به دوش گرفتن دعوت کرد. من با خوشحالی دوش گرفتم و خودم را شستم ، در شکمم فکر کردم که اگر این بار باردار شود خیلی خوب است. داشتن یک فرزند دیگر با من ، او قطعاً هرگز طلاق نمی خواهد.

بعد ، وقتی بیرون آمدم بدون اینکه تکه ای پارچه از دستشویی بدن را بپوشاند ، صحنه ای وحشتناک بود که توجه من را به خود جلب کرد. همسر سابق من نمی توانست او را ببیند ، در وسط اتاق چمباتمه زدن نامزد عصبانی من بود. قبل از این که وقت آن را داشته باشم تا آن را توضیح دهم ، مردها و نامزدم هجوم آوردند تا من را با یک کیسه گرد و غبار کتک بزنند.

نزدیک به یک سال پیش ، برادر کوچکترم با گریه به خانه آمد و از بدهی 500 میلیون دلاری خبر داد که باعث ناامنی من شد. از آنجا که من بسیار فقیر بودم ، رابطه با یک زن ثروتمند را که 15 سال از من بزرگتر بود پذیرفتم. او رفتار خوبی با من داشت و به من پول داد تا بدهی برادرم را بپردازم. خوب ، شهرت در پایبندی به زنان وجود دارد ، اما زندگی راحت تر و راحت تر است ، اما هنوز هم مفید است.

وقتی همسر سابق من ثروتمند و زیبا شد ، می خواهم برگردم ، وقتی برای اولین بار وارد متل شدم وحشت کردم - عکس 2.
درب متل بسته شد و همسر سابق من مرا به دوش گرفتن دعوت کرد. تصویر

تقریباً یک سال که برگشتیم ، من و دوست قدیمی ام تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم. او گفت که این زندگی از ثابت قدم ترین مرد متنفر است ، او آماده است تا همه چیز را برای من فراهم کند ، تا زمانی که من او را با قلبی م faithfulمن دوست داشته باشم. البته من با توافق سر تکان دادم و قول دادم هرگز تسلیم نشوم.

اما وقتی دیدم همسر سابق من ثروتمند و زیبا شده است ، نظرم عوض شد. دوست دختر فعلی من هم پیر است و هم زشت ، هنوز احساس نارضایتی از او می کنم. همسر سابق من بسیار زیباتر است ، او همچنین ثروتمند است ، اگر همسر سابق من با من متحد شود ، هیچ چیز بهتر. بلافاصله عشق قدیمی را لگد خواهم کرد. اما اکنون می دانم که همه اینها فقط درام همسر سابق است ، جای تعجب نیست که او دلم برای من تنگ شده است.

این واقعیت که من و همسر سابقم وارد متل شده ایم بسیار واضح است که نمی توان انکار کرد. نامزد من ، پس از تنبیه من در مقصد ، او را با خود برد. البته ، عروسی فقط یک رویاست ، من نیز باید آن را پس بدهم.

او که همسر سابق خود را برای سوال پرسیده بود ، لبخند زد و دقیقاً 2 کلمه کوتاه “لایق زندگی” را برگرداند. با گریه به زانویم افتادم چون هم سرب و هم ماهیگیری را از دست دادم. من از کجا پول پرداخت می کنم به زن دیگر؟ هرچه بیشتر فکر می کنم ، بیشتر از همسر سابق خود متنفرم. چه کاری باید انجام دهم تا او هزینه کارهایی را که با من کرده پرداخت کند؟

کوین چی



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *