[ad_1]

در برنامه حافظه مبارک این هفته ، MC لای ون سام و هنرمندان به خاطرات نامه های دست نویس ارسال شده توسط سربازان از میدان جنگ نگاه کردند. او با احساس گفت:

“صحبت از اداره پست در طول سالهای جنگ ، من به یاد نمی آورم که چند عکس خوانده ام ، فقط بخاطر داشته باشم که زیاد بخوانم. در سال 2007 من یک برنامه زنده از VTV3 به نام سرود رودخانه انجام دادم.

MC لای ون سام: من شاهد غبغب بودم - عکس 1.

این برنامه ، من روی رودخانه تاچ هان کار می کنم ، جایی که بسیاری از سربازان در آنجا سقوط کردند و در آنجا کشته شدند.

مدت حضور من در برنامه 2 هفته طول کشید. در طول این دو هفته نامه های بی شماری را خواندم. این یک تأثیر فراموش نشدنی بر روی من گذاشت.

نمی دانم مردم به آن اعتقاد دارند یا خیر ، اما در این نامه ها داستان هایی با معنویت بسیار بالا وجود دارد که چه بخواهم چه نخواهم ، آن را با چشمان خودم در موزه ارگ ​​باستان کوآنگ تری دیدم. یعنی من شاهد بسیاری از داستانهای معنوی احساسی بوده ام.

سربازانی هستند که فردا به جنگ می روند ، می دانند که نمی توانند زندگی کنند ، بنابراین آنها برای دوستداران خود پشت سر خود نامه می نویسند. در یادداشتی که فردا نبردی سخت درگیر خواهد شد ، او فکر کرد که خواهد مرد. اگر روز پیروز شود ، برنخواهی گشت ، به این مکان می روی تا مرا پیدا کنی ، من را در آنجا دراز کشیده می بینی.

سپس سرباز درگذشت و نامه برای معشوقش ارسال شد. نزدیکان این سرباز به محلی که در نامه نوشته شده بود رفتند و دریافتند که سرباز آنجاست.

MC لای ون سام: من شاهد غبغب بودم - عکس 2.

واضح است که یک داستان وجود دارد ، من دیدم که من غول غبار دارم ، من به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم ، باور نمی کردم یا نه.

امروز می خواهم نامه ای از سرباز Hoang Kim Zhao را نقل کنم که یک دانشمند جوان است. او در واحد مین زدایی است و به طور فعال در تحقیق و کاربرد علم و فناوری برای بمباران مغناطیسی ، مین های مغناطیسی مشارکت داشته است.

این اثر توسط دولت در سال 1996 اهدا شد ، اما سرباز Hoang Kim Giao در سال 1972 در سن 29 سالگی درگذشت.

این نامه ای است که وی برای معشوق خود ارسال کرده و بعدا پیدا شده است. من می خواهم بخشی را بخوانم که به مخاطب ارائه دهم تا به مخاطب کمک کند درک کند که زمانی پر از دلسوزی تراژیک ، قهرمانانه و تحریک کننده است ، اما در عین حال پر از غرور است.

MC Lai Van Sam بلافاصله با خواندن این نامه نامه ای را خواند و باعث شد همه اطرافیان از احساس خفه شوند:

MC لای ون سام: من شاهد غبغب بودم - عکس 3.

“14 سپتامبر 1967

عزیزم! به موقع نمی توانم چیزی بگویم ، هرگز انتظار نداشتیم که از هم جدا شویم. من دیگر آدرسی برای ارسال نامه ندارم ، بنابراین باید از خانواده ام بخواهم که به من کمک کنند. درست است که او مقصر است.

من تو را دوست دارم ، به خاطر آن تو را می بخشم. شب و روز امیدواریم که شما را باور کنیم. تا جایی که دلم برات تنگ شده هرچه سخت تر و دشوارتر باشد ، بیشتر از روزهای کنار هم بودن قدردانی می کند.

من معتقدم که حتی اگر مدت طولانی است که از هم جدا شده ایم ، اما با یک خرما رشد خواهیم کرد. و در روز جمع ، عشق روز به روز نرمتر می شود. ما همه چیز را جبران خواهیم کرد ، درست است؟

او به روزهای جمع شده ، شبهای آخر فکر کرد که ناگهان لرزید ، و احساس لرز در ستون فقراتش کرد.

در آن زمان تنها معنی گرم شدن قلبم عشق به وطن ، خانواده و شما بود. عکسهای زنده روز ، که دوباره مانند چوبهای چوبی جمع می شوند ، باعث سوختن کوره ذغال سنگ می شوند.

MC لای ون سام: من شاهد غبغب بودم - عکس 4.

غمگین نشو و گریه ام نکن ، من همیشه با تو هستم. امیدوارم هر قدمی که برمی داری ، هرگز گریه ات را نمی شنوم. اشکی از عشق برای گذراندن لحظه ای که ملاقات می کنیم. در آن زمان من می توانم به همان اندازه که می خواهم گریه کنم زیرا قبلاً تو را داشته ام. این اشک ها دیگر تنها نخواهند بود.

گوش کن عزیزم! امیدوارم همیشه باور داشته باشید تا بتوانید همیشه عاشقانه زندگی کنید. خیلی دوستت دارم خیلی دلم برات تنگ شده! دوباره می بینمت. “

MC لای ون سام پس از خواندن نامه گفت:

“نامه های زیادی از این دست وجود دارد و من وقتی در Quang Tri هستم می توانم حداقل 30 نامه را بخوانم. محتوا همیشه احساسات متفاوتی به من می دهد.

تونگ نین



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *