[ad_1]

زنانی که ازدواج می کنند هنگام زایمان در خانه ضعیف ترین هستند ، آنها فقط می خواهند خانواده شوهرشان از آنها مراقبت کنند. با این حال ، مادر شوهرش به عروس داستان زیر که یک دهه پیش متولد شده است ، می گوید که آشپزی کند ، که بسیار متاسف است. با این حال ، رفتار او بلافاصله پس از آن قابل ذکر بود.

داستان به شرح زیر است: “بعد از ازدواج ، من و همسرم بیش از پنج سال با مادرم زندگی کردیم. به دلیل ناسازگاری مادر شوهرم ، اجتناب از درگیری بین دو کشور منجر به درگیری می شود ، بنابراین دو برادر خانه ای خریداری کردند تا راحت زندگی کنند.

وقتی باردار بودم ، حتی با وجود اینکه اولین فرزندم بودم ، مادرشوهرم اهمیت زیادی نمی داد. فقط بعضی اوقات ، هنگامی که برای دیدار پسرش به خانه می آمد ، هنگامی که با عروس خود ملاقات می کرد ، با مهربانی چند س aال می پرسید و به او می گفت تا دیر وقت بیدار بماند تا زودتر از خواب بیدار شود و از شوهرش مراقبت کند ، او اجازه نداد شوهرش برای رفتن به محل کار روزه بگیرد ، بنابراین مستقیم به خانه رفت.

مادر شوهرش تنها در ده روزگی او را برای پختن برنج به آشپزخانه فرستاد.

اشتراک همسر:

در 9 ماه و 10 روز باردار است ، او هرگز دهها تخم مرغ یا یک کاسه خورشت فرنی نداده است. البته ، این مسئولیت او نیست ، من جرات نمی کنم بپرسم ، اما هنوز هم آرزو می کنم مادر شوهرم کمی تأسف بخورد.

روزی که در بیمارستان بستری شدم ، مادر شوهرم صبر کرد تا دید چهره نوه ام به خانه آمده است و به من گفت که او خسته است و نمی تواند بوی بیمارستان را تحمل کند. من از بیمارستان مرخص شدم ، مادربزرگم برای مراقبت از من به بیمارستان نرفت ، بلکه زن و شوهرم را ترک کرد تا از خود مراقبت کنند. خانواده مادرم در شرایطی قرار داشتند ، مادر او زود فوت کرد ، فقط پدرش او را ترک کرد ، بنابراین او نمی توانست در خانه بماند.

شوهرم ده روز استراحت كرد و مجبور شد به كار خود برگردد. یافتن یک خانه دار هنوز موفق نشده است ، او مجبور شد از مادرش بخواهد از زن و بچه هایش مراقبت کند. اما وقتی او آمد ، به معنای واقعی کلمه به نوه اش “نگاه” کرد ، از صبح تا ظهر فقط دروغ می گفت و تلویزیون می دید. گهواره را هر از گاهی نگاه کنید تا ببینید چطور می خوابد. عروس شب از کودک مراقبت می کند ، وقتی کمی می خوابد ، رفت و آمد را متوقف نمی کند تا اشاره کند پر کار است ، اما او تنبل است و نمی تواند تمیز کند. در طول غذا ، او از سردرد شکایت کرد ، او را در آغوش گرفت و کودک اشتباه را در حال پختن برنج خواباند. او گفت که یک روز قبل از زایمان ، 3 روز مرخصی داشت ، بنابراین مجبور شد بلند شود و همه کارها را خودش انجام دهد.

اگرچه او به طور طبیعی زایمان کرد ، اما برش 10 نقطه ای به عنوان یک عمل دردناک بود. بلند شدن و راه رفتن یک هفته طول کشید ، او می دانست ، اما وقتی صدای عروس خود را شنید فقط گفت: “هیچ زنی زایمان نکرده است” و احساس عجیبی را شنید و مردم دیگر راه نمی روند.

روز دوم اما او عروس خود را به آشپزخانه برد تا آشپزی کند. من همچنین این کار را کردم تا او بتواند برای تماشای تلویزیون دراز بکشد ، با ناراحتی بخوابد. در ساعت 11:30 زنگ خانه به صدا درآمد ، او را از خواب بیدار کرد و متوجه شد فرستنده ای که غذا را به آنجا تحویل می دهد: مرغ خورشتی ، آب ماهی ، سوپ آب پز ، سبزیجات سرخ شده ، هیچ چیز از دست نرفته است. هزینه کل 400 هزار است. وقتی عروس او کیف پول خود را بیرون آورد ، بیهوده پرسید که از کجا آمده اید. او لبخندی زد و گفت: “من چند روز دیگر زایمان را تمام کردم ، وقتی برای آشپزی برای پختن برنج و ریختن آب داغ به آشپزخانه می روم ناراضی خواهم شد. در واقع منظور همسرم ، مادرم این بود. او گفت که این ما را از دردسر نجات می دهد. کمی گران کنید ، اما می توانید از بهتر آن خودداری کنید.

گفتم او ساکت است. همانطور که روی سینی نشسته بودم ، با اشتیاق غذا را برداشتم و کاسه را انداختم تا او را دعوت کنم ، اما بعد از چند دقیقه فقر ، چوب های خود را روی سینی گذاشت و به عروسش گفت: “خوب ، از فردا این نوع غذا را سفارش نده. حالا که مرخصی زایمان گرفتم ، من و شوهرم سخت کار می کنیم. من باید پس انداز کنم اما این غذا برای من هزینه دارد. بگذار فردا بپزم

مادر شوهرش تنها در ده روزگی او را برای پختن برنج به آشپزخانه فرستاد.

من شوخ هستم ، اما هنوز بازیگری می کنم. می ترسم خسته باشد ، جرات نمی کنم او را اذیت کنم. بنابراین مادرشوهرم اصرار داشت که وقتی آشپزی می کنیم خسته شده ایم. از روز بعد ، هنگام غذا ، او ابتکار عمل را در آشپزخانه گرفت ، حتی خیلی زود کار کرد. در واقع مادرشوهر من زندگی می کرد ، او همیشه به من می گفت قبل از زایمان ، شوهرم هنوز در مزارع کار می کرد. در نتیجه ، شرایط زندگی آنها رو به بهبود است و زنان نیز تحت اوقات ناخوشایند قرار می گیرند.

چیزی وجود دارد که من باید از این طریق قبل از اینکه او بفهمد استفاده کنم.

زندگی با مادر شوهر گاهی به “هنر” نیاز دارد. صبر همیشه باعث سازش رابطه نمی شود. این تنش فقط باعث ایجاد اصطکاک و مشاجره ای شد که مادر شوهر را مجبور کرد تا به بن بست سوق دهد. بنابراین ، به طرز ماهرانه ای ، انتخاب موقعیت بهترین راهی است که عروس برای استفاده راحت و همچنین رضایت مادرشوهر خود باید اعمال کند. روشی که عروس در داستان بالا انجام می دهد نیز بسیار مورد توافق است.

هایو هونگ



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *