[ad_1]

من از پدر و مادر شوهرم خیلی عصبانی هستم. من نمی فهمم پدربزرگ و مادربزرگ شما چه نظری دارند. وقتی 5 سال با پدر و مادرم ازدواج کردم ، فکر می کردم پدربزرگ و مادربزرگم مرا درک می کنند ، اما در قلب آنها همیشه من را یک کودک تشنه پول می دانند.

شوهرم پزشک است و من یک پرستار ، ما در یک بیمارستان با هم کار می کنیم و آنجا عاشق یکدیگر شدیم. خانواده من شرایطی دارند ، پدر من مدیر یک شرکت رسانه ای است. با این حال ، من آنچه را که با شوهرم داریم بخاطر تلاشهایمان می خواهم ، بنابراین چیزی نمی خواهم. در مورد والدینم ، من و همسرم هنوز آنها را با خوشحالی می پذیریم. خانواده شوهرش که در حومه شهر زندگی می کنند ، هیچ شرطی ندارند ، فقط 2 قطعه زمین. اخیراً پروژه ای تصویب شده است ، بنابراین ارزش هر قطعه زمین بطور قابل توجهی افزایش یافته است. پدربزرگ و مادربزرگم به همسرم گفتند که آنها یک قطعه به من و همسرم می دهند ، من و شوهرم یک قطعه می دهند. من و همسرم فقط این را می دانیم زیرا پدربزرگ و مادربزرگ ما هنوز نام خود را تغییر نداده اند.

ما یک آپارتمان ، 1 اتاق نشیمن و 1 اتاق برای استفاده به عنوان کلینیک خانگی اجاره می کنیم. بیماران به طور فزاینده ای شلوغ هستند ، انتظار در یک اتاق کوچک بسیار ناخوشایند است ، بسیاری از مردم فضای کافی ندارند ، بنابراین آنها آنجا را ترک می کنند. ما قصد داریم در حدود 2 طبقه خانه بخریم. بنابراین ، طبقه اول به عنوان درمانگاه استفاده می شود ، طبقه دوم برای زندگی است. اما پس انداز ما برای خرید خانه کافی نیست. پدربزرگ و مادربزرگ برنامه 2 کودک را می دانند ، بنابراین آنها آماده کمک هستند. اما خرید خانه با تمام پول خانه مادربزرگ منصفانه نیست ، بنابراین من همچنین می خواهم از خانه مادربزرگم بخواهم کمک کند.

پیش از این ، از پدربزرگ و مادربزرگم شنیده ام که زمین را گران می دانند ، بنابراین آن را با شوهرم در میان گذاشتم و از پدر و مادرم خواستم که آن را ببرند ، برای خرید خانه بفروشند و یک درمانگاه باز کنند. شوهرم نیز به حرف های او گوش داد ، بنابراین به من گفت اجازه دهید این زن و شوهر به خانه بروند و با والدین خود صحبت کنند. شوهر من آن روز بیمار غیر منتظره ای داشت ، اما با پدربزرگ و مادربزرگش قرار ملاقات گذاشت ، بنابراین تنها به خانه رفت. بعد از غذا ، از همه چیز س everythingال کردم ، چیزهای زیادی گفتم ، و سپس به پدر و مادرم در مورد برنامه های این زوج گفتم. پدربزرگ و مادربزرگش پس از فهمیدن هدف خود از بازگشت برای ادعای زمین ، بلافاصله نگرش خود را تغییر دادند: “معلوم شد که شما برای گرفتن زمین ما به اینجا آمده اید. خانواده شما بسیار ثروتمند هستند ، اما شما هنوز حرص می خورید؟ ؟ “

می دانید ، من در آن زمان بسیار متعجب شدم زیرا این فکر در ذهنم نبود. وقت نداشتم توضیح دهم ، مادرشوهرم گفت: “من می فهمم که شما برای خرید خانه به پول نیاز دارید ، اما می بینید که پدر و مادرم در مزارع کار می کنند. شما مستمری ندارید. چند قطعه زمین برای بازنشستگی. ” پدر شوهر ادامه داد: “درست است پسرم ، وقتی پدر و مادرم بمیرند ، پدر و مادرم همه چیز را به تو می سپارند ، اما حیف نیست!” من نمی فهمم که چرا آنها اینگونه هستند.

می دانید که در برنامه من قصد نداشتم کار را برای آنها دشوار کنم ، فقط می خواستم با آنها مشورت کنم. من فکر می کنم که مادربزرگ ها و مادربزرگ ها فقط در حال برنامه ریزی فرزندان خود هستند ، اکنون ، وقتی به آن نیاز داریم ، باید از پدربزرگ و مادربزرگ درخواست کنیم ، در این شرایط دشوار کمک به والدین از اهمیت بیشتری برخوردار است. اما پدربزرگ و مادربزرگ می گویند من بچه تشنه پول هستم ، افراد ثروتمند هنوز می خواهند توسط والدین سخت دزدیده شوند. خیلی ناراحتم

به شوهرم گفتم ، او دوباره مرا سرزنش كرد. در حال حاضر پدربزرگ و مادربزرگ مستمری ندارند ، بنابراین برای محافظت از خود مجبورند این دو قطعه زمین را نگه دارند. اگر مشکلی پیش نیاد بعداً می دهم. حتی بیشتر اذیت شدم. بدیهی است که من و همسرم بحث و توافق کردیم. ظاهراً من و همسرم هر ماه برای پدربزرگ و مادربزرگمان پول می فرستیم ، اما آنها مرا “فرنی خوردن” می دانند. شوهرم مرا سرزنش می کند.

اما فکر نمی کنم خوب باشد که شوهرم همه پول را از والدین بیولوژیکی من قرض کند. Thanh Tam ، چگونه می توانم با این مسئله کنار بیایم؟

مه آن (هانوی)

سلام مای آنه!

در واقع ، داستان آنطور که فکر کردم استرس زا نیست و پدرشوهرم همانطور که گفتم فکر نکرد. درست مثل آنچه من به اشتراک گذاشتم ، زیرا پدر و مادر شوهرم مستمری ندارند و مشکلاتی دارند ، بنابراین در ذهن آنها به امنیت احتیاج دارند. دو قطعه زمین موجود کمربندهای بیمه ای برای پدربزرگ و مادربزرگ است تا از پیری در آرامش لذت ببرند. در غیر این صورت ، این بیماری بعدا کودکان را آزار نخواهد داد. به همین دلیل پدربزرگ و مادربزرگ نمی خواستند به کسی بدهند. این همان چیزی است که افراد مسن فکر می کنند ، بنابراین لطفا با پدربزرگ و مادربزرگ خود همدردی کنید.

اگر والدینم شرایط وام کافی برای خرید خانه را داشته باشند ، من و همسرم می توانیم از پدربزرگ و مادربزرگمان وام بگیریم تا برنامه خود را انجام دهیم. این همچنین راهی است که زوجین بیشتر کار می کنند و مسئول پرداخت تدریجی بدهی های پدربزرگ و مادربزرگ خود هستند. اگر شوهرم راحت باشد ، وام گرفتن از پدربزرگ و مادربزرگ مشکلی ندارد.

آنها همچنین می توانند برای سهولت زندگی و کار نیمه وقت زندگی خود یک آپارتمان یا خانه بزرگتر اجاره کنند که هر دو راحت هستند. به زودی برای شما و همسرت آرزوی موفقیت می کنم!

به گفته Thanh Tam / PNVN



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *