[ad_1]

مردان اغلب نمی دانند که تربیت فرزندان چقدر گران است و هزینه های زندگی ماهیانه چقدر گران است. زیرا آنها خودشان فقط به همسرانشان پول می دهند اما بندرت خودشان این پول را می خرند. بسیاری از افراد همچنین ذهنیت ترس از دست دادن همسرش را دارند و به پول و عرق تلاش های او احترام نمی گذارند.

داستانی که شوهر K. (34) در زیر با فرزندش تعریف می کند مثالی از این دست است:

“اخیراً من فرصتی پیدا کردم تا با یکی از دوستانم صحبت کنم. در مورد هزینه های ماهانه او سedال کردم ، من نمی توانم شوکه نشوم. او گفت که او فقط 5 میلیون در ماه به همسرش می دهد زیرا حقوقش بالا نیست. ، آنها همچنین باید استخراج کنند و برای حمایت از والدینشان به زادگاهشان بفرستید.

خانواده وی یک زوج و یک فرزند کوچک دارند ، خانواده من 2 فرزند دارند ، هر دو خانواده مجبورند خانه ای اجاره کنند اما هر ماه همسرم 12 میلیون هزینه می کند! فقط یک نوزاد دیگر ، چطور ممکن است 7 میلیون بیشتر از خانه اش هزینه کند؟

هرچه بیشتر فکر می کنم ، اعتماد به نفس همسرم بیشتر از نحوه محاسبه هزینه ها بلد نیست. در خانه ماندن برای نگهداری از یک کودک بدون درآمد ، شوهرش در تلاش است تا پولی را بدست آورد که از دست می دهد بدون اینکه بداند چگونه پس انداز می کند! چقدر خوب می شود اگر همسرم به اندازه همسر دوستش صرفه جو باشد.

من از ترس اینکه همسرم مردان را به صرف پول متهم کند ، نگرش مستقیم خود را نشان ندادم ، اما به دلیل دروغ همسرم مبنی بر اینکه کار مشکلی دارد ، سطح درآمد کاهش یافت. سپس من هر ماه فقط 7 میلیون به همسرم می دهم.

شوهر که فکر می کرد همسرش هدر رفته است ، خود را معذور می کند که هر ماه پول کمتری بدهد و بعد از ظهر بعد از بازگشت به خانه ، هنگام بررسی سینی تغذیه همسرش ، خفه اش می کند - عکس 1.
تصویر

در 2 ماه گذشته دریافتم که سطح زندگی در خانواده بدون تغییر است. این ثابت می کند که همسرم نیز 7 میلیون و 12 میلیون هزینه کرده است ، او همه آن را نیز خرج کرده است. ظاهراً او قبلاً برای پول زیادی خرید کرده بود. اگر من در وهله اول این کار را انجام می دادم ، زن و شوهر مبلغ قابل توجهی برنده می شدند.

درست است ، تا همین چند روز پیش ظهر کار در خانه داشتم. من و فرزند بزرگ شوهرم از کودک مراقبت کردیم ، فرزند دوم مدت زیادی از شیر گرفته نشد ، همسرم در خانه ماند تا از کودک مراقبت کند. تا وقتی که به خانه رسیدم ، همسرم کودکم را در اتاق من خواباند.

فقط برای باز کردن قفس بدون سرگیجه به آشپزخانه رفتم تا غذایی برای خوردن پیدا کنم. در ظرف برنج چیزی برای خوردن وجود نداشت ، چه برسد به کاسه سر ماهی با استخوان های باقی مانده از شب گذشته. فکر کردم همسرم افتاده است؟

دقیقاً وقتی همسرم بیرون آمد ، از او پرسیدم امروز بعد از ظهر چه بخورد. همسرم به زيركي لبخند زد و گفت كه براي خريد غذا خيلي تنبل است ، پس مجبور شد مواد باقي مانده را بخورد. وقتی وارد اتاق خواب شدم ، چیزهای عجیبی را کشف کردم که هرگز ندیده بودم. وقتی همسرش از او س askedال کرد ، او با تردید توضیح داد که به عنوان یک خانه دار در یک فروشگاه صنایع دستی کار می کند.

در آن زمان نفهمیدم داخل چه چیزی است ، گلویم پر از اشک شد. معلوم می شود که صورت همسر طبیعی است ، اما پشت سر او چیزهای زیادی وجود دارد که شوهرش را پنهان می کند ، من مستقیماً 7 میلیون درخواست کردم ، آیا برای خرج کردن کافی است یا نه؟ همسرم تاکنون لرزیده است و من دیگر شیر نمی دهم ، بنابراین او می تواند هرچه که هست بخورد و بنوشد.این بار همسر نیمه وقت من در خانه نیز کمی درآمد اضافی دریافت می کند تا بتواند من را تا حدی تحویل دهد.

حالا فهمیدم که 7 میلیون برای خرج کردن کل خانواده کافی است ، نیازی به هزینه مدرسه برای بچه های بزرگتر ، اجاره ، برق ، آب ، گاز ، اینترنت … در هر ماه نیست. طی 2 ماه گذشته ، همسرم از چیزی شکایت نکرده است ، او همچنان همان هزینه را برای کل خانواده حفظ می کند ، زیرا هم از نگهداری از فرزندانش و هم از وقت پاره وقت و با صرفه جویی در وعده های غذایی خود سود می برد. صبحانه ، ناهار ، همسر در خانه تنها می ماند ، بنابراین او کم غذا می خورد ، فقط شام تمام خانواده در اطراف او جمع شده اند تا به درستی غذا درست کنند.

همه چیزهایی را که پشیمانم درک کنید و برای همسرم بسیار متاسفم. همسرم بدون تردید در دروغ گفتن باعث کاهش درآمد من می شود ، به شوهر خود اعتماد می کند ، برعکس ، او نیز از بسیاری از کاستی ها رنج می برد ، تا نگران نشود و تحت فشار پول قرار نگیرد.

شوهر با تصور اینکه همسرش هدر رفته است ، بهانه کرد که هر ماه پول کمتری بدهد و وقتی ظهر به خانه برگشت ، هنگام بررسی سینی تغذیه همسرش ، گریه اش را گرفت.
تصویر

چند روز بعد ، وقتی دوباره دوست دیگر را دیدم و او را ناراحت دیدم ، بلافاصله پرسیدم وقتی فهمیدم همسرش کودک را در خانه مادرش بغل کرده است. معلوم شد که در 5 میلیون بار گذشته او به اندازه کافی برای کل خانه کافی نبوده است. والدین همسر هنوز به حمایت اضافی نیاز دارند ، اما زن به شوهرش نمی گوید که از احساسات خود می ترسد.

اخیراً پدر شوهرش به محل آمد و مستقیماً به دامادش اشاره كرد و سرزنش كرد كه مردی كه بی لیاقت است ، قادر به مراقبت از همسر و فرزندانش نیست ، خانواده را سنگین كرده است ، حتی سعی در تلاش ندارد ، بنابراین زن و فرزندانش باید ناخوشایند زندگی کنند. عدم. سپس پدربزرگ و مادربزرگ همسر و فرزندان خود را برای زایمان به خانه بردند تا درد و رنج را تسکین دهند ، منتظر بمانید تا قبل از بردن او به خانه بهبود یابد.

بعد از گوش دادن ، وحشت کردم ، فکر کردم هنوز خیلی خوش شانس هستم وقتی همسرم مرا دوست داشت و والدینش هرگز سرزنش و شکایت نکردند. من به عنوان مردی که به همسرش اجازه نمی دهد زندگی شاد و فراوانی داشته باشد ، من حتی راههایی برای مجبور کردن وی به پس انداز یافتم. من واقعاً خیلی بی خیال و خودخواهم … “.

آقای K. سپس گفت كه باید بهانه كند كه حقوق خود را افزایش داده و سپس كل حقوق خود را به همسرش داده است تا هزینه های راحت همسرش را حفظ كند ، بقیه به جای پرداخت هر گونه هزینه زندگی به یك زن پس انداز می شود. مثل قبل است . وی همچنین همسرش را از کار نیمه وقت منع کرد.او علاوه بر مراقبت از بچه ها ، برای سلامتی استراحت کرد و به او گفت خوب غذا بخورد. خوشبختانه او به اشتباه خود پی برد ، همسرش را به موقع دوست داشت و رفتار بهتری کرد.

لوتوس



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *