[ad_1]

وقتی که کافه باغ عمو نام لیپ به کشف موسیقی معروف بود ، تمام محله من هنوز می خندید و کارهایی را ایجاد می کرد ، برخی خوشحال ، بعضی نگران. دختران ، خانمها کمتر پرحرف هستند ، اوضاع آنها ساکت و آرام است ، از زنان و مردان جوان اجتناب می کنند ، سپس مردان و زنانی که دوست دارند ملاقات کنند ، بنوشند ، باد را قطع کنند مشتاق پذیرش هستند. بخشی از من بود که نگران و هوشیار بود زیرا می ترسید شوهر جوانش از قهوه باغ به پیشخدمت های زیبا ، لباس ها و پیراهن های خنک برود ، مثل ریختن عسل در گوش هایش صحبت کند ، دهانش همیشه خندان باشد. لبخند خوشامدگویی با چشمانش عشق جذابی را به ارمغان می آورد. با این حال ، شنیدم که نام لیپ برای جذب گوساله ای از نام لیپ مجبور به صرف هزینه های زیادی شده است.

شوهرم چندین ماشین فروخت ، برای پوشش دختران در کافه باغ وام قرض کرد - عکس 1.
کار: اینترنت

با جمع آوری محرمانه های بزرگ و کوچک ، در آخر خواهران ما مجبور شدند زبانشان را قلقلک دهند ، همه نگران زندگی خود بودند ، همه از آنها محافظت می کردند ، اما لحظه ای که در خیابان را باز کردند ، به مغازه برخورد کردند ، آنها دانستند که چقدر احمق هستند که جلوی آن را می گیرند. به شوهرش هشدار می دهد. از آنجا که شوهر لطیف است ، خوب است بدانید وقتی پدر ملاقات با یک مرد داغ ، پدرسالار پر سر و صدا است ، حتی گاهی اوقات مورد ضرب و شتم قرار می گیرد.

من از شوهرم مراقبت می کنم زیرا ما فقط 2 سال است که در یک خانه هستیم ، دختر اول همسرم ، شوهرم هنوز به مراسم نیامده است. شوهرم 25 ، 3 سال از من بزرگتر است و توسط عموی خود استخدام شد تا محصولات کشاورزی را از زادگاهش به شهر منتقل کند تا بتواند در بازارهای عمده فروشی تجارت کند. شوهر من كوچك ، سالم ، خوش تیپ ، سریع و سخت كوش است ، بنابراین او علاوه بر حمل بار برای عمویش ، غالباً كار نیمه وقت برای بازرگانان بازار پیدا می كند ، بنابراین زندگی اقتصادی همسر و همسرم. در کل برای خوردن غذا و کافی بودن ، گرچه از روزی که همسر شدم ، فقط برای انجام کارهای خانه در خانه ماندم.

پدر و مادرم داماد من را خیلی دوست دارند ، گاهی اوقات وقتی شوهرم زن و بچه هایم را به باغ می برد تا پدر و مادرشوهرم را ملاقات کند ، هر وقت به شوهرم سر می زنم هدیه ، پول پدر و مادر را فراموش نمی کنم. و سپس آستین ها را می چرخانم تا خانه ، در را تمیز کنم ، این را درست کنم ، آن را نصب کنم ، باعث می شوم که مردم محله پدر و مادر من را تحسین کنند خوب و مبارک هستند.

زمان به سرعت پرواز می کند ، کافه باغ عمو نام لیپ تقریباً یک سال است که وجود دارد ، اما من ندیده ام که شوهرم برای لذت بردن خود وارد عمل شود. به همین دلیل است که احساس امنیت می کنم ، از بچه ها مراقبت می کنم ، از کارهای خانه نیز مراقبت می کنم تا شوهرش بدون اینکه ابتدا به او نگاه کند ، پس از نگاه به شوهرش درآمد کسب کند.

هنوز هم که فکر کردم خوشبخت ترین زن هستم ، این خبر صاعقه مانند مرا گرفت که شوهرم برای تغذیه دختر جوان وام قرض گرفته است. برخی از گاری های دایی را برای پرداخت بدهی فروخت و به او دروغ گفت که مشتری به دلیل تجارت بدش از او خواسته است بدهی بخواهد … من به عنوان پسر دایی در خانواده شوهرم نمی خواستم معامله بزرگی انجام دهم ، فقط من خبرم کن. همسر خود را نگه دارید و برنامه ای برای تنظیم بدهی برای خود داشته باشید.

من لال بودم چون مدتها فقط به کارهای خانه رسیدگی می کردم ، هیچ پولی نرسیدم ، اما نمی توانستم بدهی را پرداخت کنم؟ در مورد شوهرم ، او یک جعبه دارد ، کلیدهایش را جدا کرده ، حالا به این وضعیت افتاده است ، چگونه می توانم آن را بردارم؟

شب گذشته شوهرم صادقانه اعتراف کرد که به کافه باغ عمو نام لیپ وارد نشده است ، اما با دختر زیبا از رستوران آشنا شده است ، پس از آن او از تحویل کالا برای عموی خود استفاده کرد ، شوهر دختر جوان را به متل آورد. خیابان پس از دادن پول زیادی به او “اعتماد” کرد …

شوهر همچنین گفت که او هنوز همسر و فرزندان خود را دوست دارد ، اما دختر از فروشگاه بسیار خوب و اغواگر است که نمی تواند به او کمک کند. دخترم جوان است ، به اقتصاد شوهرش وابسته است ، آیا می دانم چه کاری انجام دهم؟

مطابق با پیشگامان



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *