شوهر من تقلب نمی کند ، شرط می بندد و همسرش را نمی زند. او حتی با حقوق 30 میلیون شغل خوبی دارد. همه گفتند من همسر چنین مردی هستم و برنده قرعه کشی شدم. اما فقط در پتو فهمیدم که پتو شپش دارد ، زندگی خانوادگی من واقعاً خفه کننده بود که من تحمل آن را نداشتم.

دلیل اصلی آن این است که شوهر من خیلی بخاطر بخل است. 30 میلیون حقوق ، اما هر ماه او فقط 3 میلیون به من می دهد تا در خانه هزینه کنم. من باید کمبود پول را جبران کنم اگر شکایت می کردم که کمبود پول دارم ، او مرا سرزنش می کند که نمی دانم چگونه پولم را مدیریت کنم و هزینه هایم را محاسبه کنم. به من بگویید که اسراف کنم ، او پول دارد بنابراین خرید کم ندارد. اوه ، خدای من ، 3 میلیون ، اما او این کار را ادامه داد مثل این که 30 میلیون به من بدهد. با 3 میلیون برای صرفه جویی در هر دانگ کافی نیست ، از کجا خرید کنید؟

بعد از نیم سال ازدواج ، با شناختن هویت واقعی او ، خیلی خسته شدم. اما فکر کنید که او روز بعد نیز برای فرزندان ما ، اما برای همه پس انداز می کند. بنابراین دوباره تلاش کردم ، 3 میلیون همسر کافی نبودند ، من حقوق خود را جبران کردم.

ساعت 11 شب ، هنگامی که او سرد و گرم را روشن کرد ، آنها او را بخاطر خوردن آن سرزنش کردند ، صبح که مبهوت مانده بود نگاهی به آنچه روی میز است - عکس 1.
بعد از نیم سال ازدواج ، با شناختن هویت واقعی او ، خیلی خسته شدم. تصویر

وقتی باردار شدم مجبور شدم کمی از کارم استراحت کنم و دیگر نمی توانم امتحان کنم. من هیچ درآمدی ندارم ، شوهرم مجبور است ماهیانه 5 میلیون به من بدهد تا از عهده تهیه غذا ، هزینه های خانه برآیم. به همین دلیل ، او هرچه در مورد پول بود ، نگرش ناخوشایندی از خود نشان داد ، جملات بسیار سختی را بر زبان آورد ، از شایستگی های خود گفت و نسبت به همسرش که پول در نمی آورد ، تحقیر کرد.

من در حال حاضر 7 ماهه باردار هستم ، هوا در قسمت شمالی زمستان سرد و بریده است. روز دیگر بیمار شدم ، اما جرأت مصرف دارو را نداشتم ، فقط فرنی خوردم و برای پوشاندن پتو به رختخواب رفتم. از خواب بیدار شدم ، عرق می کردم بنابراین تب کردم ، بطری آب سرد و گرم را روشن می کردم تا عرق راحت شسته شود. ساعت 11 شب بود ، شوهرم کار روزانه ناتمام خود را تمام می کرد. او کلید روشن شدن بخاری را شنید ، بلافاصله هجوم آورد و از من پرسید اکنون چه کار می کنم ، اما بخاری را نیز روشن کردم؟

من به وضوح توضیح دادم ، اما او هنوز به همسرش اخم کرد: “دیروز ما حمام می کردیم ، در زمستان هفته ای یک بار استحمام می کنیم ، مدام غسل می تواند چیزی را حل کند. اگر در خانه کار نمی کنید ، مجبور نیستید پول من را هدر دهید. آیا می دانید من باید ماهانه صدها هزار قبض برق بپردازم؟ او گفت كه من را از روشن كردن بخاري منع كرد.

من لال شده بودم ، نمی توانستم یک کلمه بگویم. من تا به حال خودخواه و کمیاب بودم ، واقعاً گنگ بودم. وقتی از محل کار به خانه برگشتم ، همسرم روی پتو دراز کشیده بود و نمی توانست کلمه ای بپرسد. او با همکاران خود مهمانی می گذارد ، بنابراین برایش مهم نیست که همسرش چیزی برای خوردن دارد. ناگفته نماند که او 30 میلیون حقوق دارد ، اما چند میلیون نیست ، اما هنوز کمی از قبض برق خود پشیمان است ، سلامتی من را تحقیر می کند؟

ساعت 11 صبح ، هنگامی که داغ و سرد شد ، او را بخاطر خوردن آن مورد سرزنش قرار دادند ، صبح که مبهوت شده بود و نگاهی به آنچه روی میز است ، نگاه می کند - عکس 2.
حتی اگر سخت باشد ، از زندگی با شخصی مثل او خوشحال تر است! تصویر

صبح روز بعد ، وقتی خواب بودم ، شوهرم با من تماس گرفت. او از من پرسید که چرا او رفت ، دادخواست طلاق چیست؟ بله ، شب گذشته که او به دفتر کار خود برگشت ، من بلافاصله وسایلم را به خانه دوستم بردم. همزمان ، دادخواست طلاق را در میز بگذارید. امروز صبح ، که از خواب بیدار شده و می بیند که همسرش چه چیزهایی را ترک کرده است ، باید شوکه شود. از آنجا که من همیشه صبور بوده ام ، هرگز مخالفت نکرده ام ، ناگهان با این عمل سخت ، سرگیجه ندارم.

وی گفت: “شما برنامه را امضا می كنید و سپس من آن را تحویل می گیرم و ارائه می دهم. طبیعت شما در خون دیگر قابل تغییر نیست ، ما فقط طلاق گرفته ایم. من دیگر نمی توانم آن را بپذیرم.” تلو تلو خوردم و خواستم حرفی بزنم اما بدون گوش دادن تلفن را قطع کردم.

فقط 2 ماه به دنیا آمده بود ، دوستم قبول کرد که مادر و دخترم را به آن زمان بیاورد. یک ماه پس از زایمان ، من از شخصی می خواهم که کودک من را تحویل بگیرد تا به کار خود برگردد. شغل قبلی من چندان بد نبود ، مطمئن هستم که از فرزندانم مراقبت می کنم. حتی اگر سخت باشد ، از زندگی با شخصی مثل او خوشحال تر است!

کوین چی



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *