[ad_1]

من و شوهرم تقریباً 20 سال است که ازدواج کرده ایم. شوهر من ذاتاً لطیف است. ما دو فرزند پسر و دختر داریم. پسران در دبیرستان هستند و دختر بزرگ 19 ساله است. به طور کلی ، از نظر اقتصادی ، زن و شوهر را ثروتمند نمی نامند ، حتی اگر آنها مدت طولانی ازدواج کرده باشند. تا حدی به این دلیل که هر دو کشور پدر و مادر نمی توانند کمک زیادی کنند ، زیرا همه آنها از دهات بودند. برای بقیه ، من صادقانه می خواهم اذعان کنم که من و شوهرم باسواد نیستیم ، دارای صلاحیت محدود هستیم ، بنابراین ما اغلب مجبور به انجام کارهای دستی هستیم. با این حال ، از آنجا که می دانیم چگونه می توان از نظر اقتصادی زندگی کرد و از طریق برادران شوهرمان انباشت و کمک دریافت کرد ، ما همچنان خانه ای می سازیم ، از فرزندانمان در مدرسه مراقبت می کنیم و 3 بار در روز زندگی و زندگی می کنیم.

به نظر می رسید که زندگی روان خواهد بود و در آینده من و شوهرم می توانیم زندگی آنها را بر اساس فرزندانشان تغییر دهیم. سال گذشته دخترم در آزمون ورودی دانشگاه قبول نشد و من و همسرم از قبل شوک بزرگی داشتیم. او به عنوان یک شخص زندگی می کرد و از دستورات والدین یا خواهر و برادرش سرپیچی می کرد. در پایان ، حتی اگر من هم نمی خواستم ، من و همسرم مجبور شدیم توافق کنیم دخترم به آرایشگاه ناخن برود ، موهایش را کوتاه کند و موهایش را بشوید. خوب ، او این را دوست داشت ، مهم نیست که من از او حمایت کنم. امروزه جامعه نیز نسبت به این حرفه بسیار گشوده است.

اما سرنوشت تلخ دختر ما هنوز آزاد نشده است. فرزند من یک احمق است ، من یک مرد بالای 3 سال را در دهکده همسایه می شناسم که در یک مغازه در شهر موهایش را می شوید. آنها هر دو احساسات را برانگیختند و سپس از مرز عبور کردند. در نتیجه دخترم باردار شد. وقتی خبر را شنیدم ، اندامم افتاد. چقدر امید دخترش برای انجام این کار لعنتی بود.

دخترم در آستانه ازدواج است ، اقوام زیادی از هر دو طرف وجود دارند ، اما شوهرم وقتی فهمیدم چرا اینقدر گیج شده ام و غش کردم ، اجازه داد دقیقاً 5 سینی درست کنم. - عکس 1
تصویر.

با این حال ، پسر دیگر هنوز خیلی جوان بود ، تحصیلات زیادی نداشت و فقط به عنوان فریلنسر کار می کرد. یک حرفه ناپایدار ، جوانان فقط می دانند چگونه بازی کنند. اگر آنها ازدواج کنند ، می ترسند که فرزندانشان رنج ببرند ، پس چگونه می توانند زندگی خود را تغییر دهند؟

من و همسرم در این مورد با دخترشان بحث و جدال زیادی داشتیم. او اشتباه خود را نپذیرفت ، اما همچنان به بحث ادامه داد: “بیشتر از همه مادر تنها بودن؟” پس از 2 ماه خستگی ، در آن زمان بارداری نیز به ماه 4 می رسد ، ناگهان مرد جوانی که دختر باردار من شد برای درخواست ازدواج به خانه من آمد.

به شخصه ، من او را صادق ، همچنین با دانش ، خیلی بی ادب می دانم. من موافقت کردم که دخترم با او ازدواج کند و شوهرم فقط جمله “هر کاری که می خواهی بکنی حوصله ات سر می رود!” را کنار گذاشت.

تاریخ عروسی نیز ژانویه 2021 تعیین شده است. اکنون زمان برنامه ریزی بهترین سینی است. من دخترم را دوست دارم و همچنین می خواهم که او از بارداری خود مراقبت کند ، بنابراین فکر نمی کنم بتوانم پس انداز کنم. سازمان یافته ، باید مناسب باشد.

دیروز ، من و شوهرم در لیست مهمانان دو طرف نشسته بودیم تا یک میز کامل آماده کنیم. برآورد اساسی نیز باید به 100 نفر برسد. شوهرم خوشحال و هیجان زده ناگهان کلمه ای بی عاطفه را بر زبان می آورد: “شما فقط می توانید 5 سینی خیلی رشد کنید! فقط از نزدیکان نزدیک دعوت کنید و روستا نیازی به خستگی ندارد.”

دخترم در آستانه ازدواج است ، اقوام زیادی از هر دو طرف وجود دارند ، اما شوهرم وقتی فهمیدم چرا اینقدر گیج شده ام و غش کردم ، اجازه داد دقیقاً 5 سینی درست کنم. - عکس 2.
تصویر.

با شنیدن این حرف غر زدم ، “تو خنده داری ، یکبار در زندگی ام با دخترم ازدواج می کنم ، چگونه می توانم شکست بخورم؟”

سخنان شوهرم پس از آن غیرقابل قبول بود ، مانند چاقوی تیز که قلبم را سوراخ می کند: “چقدر از این مرد خوشحال است؟ هر طلاق زودتر در طی 1 یا 2 سال یکسان است. او سپس زایمان می کند ، طلاق می گیرد و می تواند بسیاری دیگر از مردان را ده هزار برابر عزیزتر پیدا کند.

سعی کنید بپرسید آیا کسی شوهر من را دوست دارد؟ دخترم حتی سوار کالسکه رنگی نشده بود ، اما مثل اینکه طلاق می گرفت ، نفرین کرد. این بار اگر به همین دلیل فقط 5 چرخ کار کنیم ، واقعاً چهره بسیار گمشده ای از طرفین است. چگونه آن را برای شما توضیح خواهم داد؟

با این حال ، اگر به آن فکر کنید ، سخنان شوهرم کاملاً بی دلیل نیست. آینده دخترم برای این پسر دشوار است ، زندگی او طولانی و غیرقابل پیش بینی است. من خیلی گیج شدم ، فقط 20 روز به عروسی باقی مانده است …

طبق MB (ریتم زندگی ویتنامی)



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *