[ad_1]

من و همسرم قبل از ازدواج 4 سال عاشق هم شدیم. 3 سال دیگر به عنوان یک شوهر ، من درک کافی از مرد او دارم ، بنابراین به همسرم اعتماد زیادی دارم. تا جایی که بتوانم ، آنها را نزد همسرم می برم تا از آنها مراقبت کند ، فقط یک کمک هزینه اندک برای آنها باقی مانده است.

حقوق من کاملاً زیاد است ، هر ماه علاوه بر خودم معمولاً 30 میلیون به همسرم می دهم. همسر فعلی در خانه است تا از بچه ها مراقبت کند و کارهای خانه را انجام دهد. این مقدار پولی که زن هر روز در خانواده خرج می کند ، مازاد آن برای خرید خانه پس انداز می کند.

همانطور که گفتم ، چون به همسرم اعتقاد دارم ، هرگز درباره گذراندن وقت در خانه س questionsال نمی کنم. فقط چند ماه تا نیم سال طول می کشد تا یک بار در مورد میزان کل پس انداز س askال کنید ، بنابراین فقط می توانید از وضعیت اقتصادی خانه مطلع شوید.

من و همسرم هنوز در یک خانه اجاره ای زندگی می کنیم ، مدتهاست آرزو ما این است که آپارتمان خودمان را داشته باشیم. به تازگی برای فروش ساختمان آپارتمان ، بسیار خوشحال است.

وقتی صحبت من تمام شد ، همسرم رنگ پریده و لکنت زبان بود ، لال شده بود. با دیدن نگرش او بلافاصله فهمیدم مشکلی پیش آمده است. سپس ، وقتی همسرم با تردید اعتراف می کند که حساب پس انداز فعلی ما هیچ پنی ندارد ، نمی توانم شوکه نشوم.

دادن 30 میلیون در ماه هنوز نرم است ، من همسرم را تعقیب می کردم زیرا مجبور شدم هدر دهم ، بنابراین برای متاسف شدن مجبور شدم زمین بخورم - عکس 1
من خیلی به همسرم اعتماد دارم. تصویر

من از همسرم به خاطر صرف 30 میلیون VND در ماه عصبانی بودم ، اما او هنوز هم پولش تمام شد ، اما او فقط سکوت کرد و نه گفت نه. فکر نمی کنم دلیل دیگری غیر از زن برای خرج کردن پول یا بردن پول با مادرش به خانه باشد. دلیل آن هرچه باشد ، پذیرش آن دشوار است. در حالی که من باید عرق کنم و پول در بیاورم ، او بدون توجه به تلاش های شوهرش در خانه برای خرج آزاد می ماند!

بعد فهمیدم که حتی بهانه و بهانه ای هم وجود ندارد. برخورد سرسختانه و لجبازی اش مرا دیوانه کرد ، او بلافاصله 2 سیلی به او زد و او را از خانه بیرون کرد.

همسرم که تحت تعقیب من بود نیز گیج شد و وسایل خود را جمع کرد و سپس کودک را با خود برد. راستش من قصد ندارم از همسرم طلاق بگیرم ، فقط می خواهم یک بار او را دراز کنم تا از پول و کار شوهرم قدردانی کنم. ما با هم یک فرزند داریم ، اگرچه من همسرم را دوست ندارم ، اما هنوز به فرزند خودم فکر می کنم.

همسرم مدتی کودک را حمل کرده بود که صدای زنگ تلفن را در اتاق خواب شنیدم. معلوم می شود که او تلفن خود را بدون نظارت رها کرده است. وقتی چک کردم ، از دیدن کلمات “عروس خانم” روی صفحه بهت زده شدم. دکمه گوش دادن را فشار دادم تا نتوانم کم حرف باشم.

“من مستقر شدم و شروع به جستجوی کار کردم. بسیار از شما متشکرم! در طول این زندگی ، من و مادرم هرگز تو را فراموش نخواهیم کرد. ” من فوراً از او خواستم که از همسرم برای چه چیزی تشکر کند. نی نی سان از اینكه این مردی كه از آن زمان تلفنی صحبت كرده بود عروس او نبود ، متعجب شد.

صحبت از این موضوع است ، دوست دارم کمی در مورد رابطه خواهران در خانواده ام صحبت کنم. پیش از این ، هنگامی که خواهرم ازدواج کرد ، دامادم با مخالفت کل خانواده روبرو شد زیرا او را مردی کرکی می دانست که به جز قمارباز و متجاوز به تجارت علاقه ای نداشت. به هر دلیلی ، خواهرم آنقدر با او مست بود که مجبور شد به هر قیمتی با او ازدواج کند و حتی اول از باردار شدن دریغ نکرد تا والدینم را مجبور کند. در پایان ، پدربزرگ و مادربزرگ قبول کردند که اجازه ازدواج دهند ، اما آنها روی صورت او گفتند که چقدر در آینده خوشحال خواهد شد.

انگار خواهرم به خانه آمده بود تا مثل او جهنم با او زندگی کند. سه روز جنگ بزرگ ، 5 روز جنگ سنگین. البته ، او جرات نکرد یک کلمه را برای پدر و مادر من فاش کند. من می دانم که زندگی خواهرم خوش نیست ، اما او همچنین از او سرپیچی می کند و به توصیه های خانواده اش گوش نمی دهد ، بنابراین اهمیتی نمی دهد. اگرچه ما خواهر هستیم ، اما چند سال گذشته به عنوان غریبه نسبت به یکدیگر بی تفاوت بوده ایم.

قبل از بازجویی ، خواهرم مجبور شد اعتراف کند که برای دعا برای عروسش آمده است. او تصمیم گرفت پسرش را در آغوش بگیرد و به سایگون گریخت تا دور از مرد دیگر زندگی جدیدی را برای مادر و دخترش بسازد. اگر هنوز اینجا هستید ، او به دنبال مادر و دخترتان می گردد ، آنها را رها نمی کند تا در آرامش زندگی کنند.

دادن 30 میلیون در ماه هنوز نرم است ، من همسرم را تعقیب می کردم زیرا مجبور شدم هدر دهم ، بنابراین برای متاسف شدن مجبور شدم سقوط کنم - عکس 2
پس از گوش دادن ، او همه چیز را به من گفت که من عمیقا پشیمانم که همسرم را مقصر دانستم. تصویر

فقط در آن صورت بود که فهمیدم همسرم رها نشده یا پول به خانه مادرش آورده است. او پول را برداشت تا به شوهرش کمک کند خانه ای کوچک برای شروع زندگی جدید بخرد. ما هنوز در خانه نیستیم و این خوب است زیرا من هنوز تمام خانواده را حمل می کنم. خواهرم 2 کودک را به تنهایی در یک سرزمین خارجی در آغوش گرفت ، اگر هیچ مکان ثابتی برای زندگی وجود نداشت ، بسیار دشوار و دشوار بود.

پس از گوش دادن ، او به من گفت همه چیز را که من عمیقا پشیمانم برای سرزنش همسرم به خاطر آن. همسر و خواهرم حتماً از اینكه خانواده ام عصبانی شوند ترسیده بودند ، بنابراین آنها به من نگفتند. گرچه مردم از او عصبانی هستند ، اما او هنوز خون و گوشت است. او اشتباه می دانست و مصمم بود که کار را از اول شروع کند و خانواده ما آماده پذیرش و کمک به او بودند. کار همسرم واقعاً باعث می شود او را تحسین و احترام کنم.

سپس همسر و فرزندانم را در خانه بهترین دوستش یافتم ، خوشبختانه او مرا سرزنش نکرد. او عمیقا متأثر و بسیار خوشحال همسرش را در آغوش گرفت. من چه شانس داشتم که با همسری سخاوتمند ، سخاوتمند و مهربان مثل او ازدواج کنم؟

کوین چی



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *