[ad_1]

من و کفتار از خانواده های فقیری هستیم. با تجربه مشکلات زندگی ، همدردی کردیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم.

اگر همه چیز خوب پیش برود ، عالی خواهد بود. اگرچه درآمد زوجین زیاد نیست ، اما ما همچنان می توانیم از عهده آن مراقبت کنیم. چه کسی می دانست ، چند ماه بعد از عروسی ، هاین باردار بود و به محض شنیدن این خبر ، رئیس او به هاین گفت که کار خود را ترک کند.

بنابراین همسرم در خانه بیکار است. اگرچه او کار نمی کرد ، هین هنوز سقط داشت ، در بیمارستان بستری شد و هزینه های زیادی را صرف کرد ، اما در نهایت نتوانست کودک را نگه دارد. من افسرده بودم زیرا یکی پس از دیگری حال خوبی نداشت و در آخر این تقصیر همسرم بود. اگر او واقعاً با استعداد باشد ، رئیس هرگز به راحتی یک کارمند را اخراج نمی کند ، سپس برای مراقبت از بارداری در خانه بماند و پس از آن نباید نزدیک باشد.

با فرستادن همسرم برای شکستن کاسه ، 3 ماه بعد وقتی همسایه مسئولیت خواست - من شوکه شدم - عکس 1.
من ناامید شدم زیرا یکی پس از دیگری طبق برنامه پیش نمی رفت. (تصویر)

من باید خودم به تنهایی از خانواده ام مراقبت کنم ، هنوز هم باید هر ماه پول به زادگاه پدر و مادرم بفرستم ، بار اقتصادی بر دوش من است و گاهی اوقات من را خفه می کند. پس از یک روز کار سخت ، آمدن به خانه ، دیدن اینکه همسرم فقط دو ظرف غذا بلد است ، من راضی و خوشحال شدم ، اما مخفیانه ناراضی و آزار دهنده بودم.

همسرش به او گفت که برای کسب درآمد اضافی منتظر شغل رسمی می تواند ظرف های رستوران در خیابان را بشوید. هزینه اجاره ظرفشویی چقدر است؟ هرچه بیشتر به آن فکر می کنم بیشتر حوصله ام سر می رود.

در آن زمان ، 3 ماه پیش ، آن شب اضافه کار می کردم و دیر به خانه آمدم ، اما هنوز غذایی برای خوردن نداشتم. Quat Hien ، او گفت که او تازه از شستن ظرف ها بازگشته است. من با عصبانیت سرزنش کردم ، او با عجله به تمیز کردن بشقاب ها پرداخت ، چقدر دست و پا چلفتی هر دو کاسه برنج را شکست. درست است ، پول کسب نکنید و سپس تخریب کنید! عصبانی ، من همسرم را لگد کردم ، در را محکم کوبیدم ، اجازه دادم یک شب بماند ، و در مورد اشتباهات من فکر می کند.

آن شب آنقدر خسته بودم که بلافاصله به رختخواب رفتم. صبح که از خواب بیدار شدم و با همسرم تماس گرفتم ، او به من گفت ظرفهای اجاره ای را بشویید ، حدس می زنم همسرم برای یک روز خوابیدن به خانه رفته بود. بعد از آن روز ، من و شوهرم به حالت عادی برگشتیم. علاوه بر این ، من کمی از همسرم خجالت کشیدم ، بنابراین با ملایمت بیشتر با او رفتار خود را تغییر دادم.

تا آخرین روز ، همسرم برای بازی به زادگاهش برمی گشت و ناگهان همسایه با هجوم به خانه من ، جمله ای فریبنده را گفت که باعث شد عقب نشینی کنم: “تو همسرت را طلاق می دهی تا من هنوز بتوانم با او ازدواج کنم! فقط در آن زمان بود که از فهمیدن همسرم باردار شدم و شوکه شدم ، اما کودک درون رحم او کودک من نبود!

عصر که همسرم را بیرون کردم ، هاین شب را در خانه همسایه گذراند !!! او مردی تنهاست ، چه مشکلی دارد که دهان گربه را کنار بگذارد. در مورد همسرم ، چون او بسیار ناامید و ناامید از شوهرش بود ، تصمیم گرفت آنجا را ترک کند.

“فکر کردم آن شب یک شب است ، اما انتظار نداشتم که او باردار باشد.” من باید در قبال فرزندم مسئول باشم و در گذشته با هم شخصیت و خصوصیات او را نیز مخفیانه دوست داشتم.

با فرستادن همسرم برای شکستن کاسه ، 3 ماه بعد وقتی همسایه مسئولیت خواست - من شوکه شدم - عکس 2.
بنابراین همسرم را به خاطر دو جام شکسته به همسایه خود از دست دادم! (تصویر)

من به او زنگ زدم تا از او بپرسم چگونه می تواند از كودك بودن فرزند مطمئن شود و همسایه خندید و پرسید: “شما و همسرتان از چه مدتی دور بوده اید؟” من حیرت کردم که فهمیدم من و همسرم مدتهاست که رابطه جنسی نداشته ایم ، حتی قبل از شبی که همسرم را بیرون کردم. در آن زمان ، همسرم می دانست که من با گروهی از همکاران 3 نفر را افزایش خواهم داد ، بنابراین با عصبانیت شوهرش را مجبور کرد. بخشی به دلیل کار خسته کننده است ، تا حدی به این دلیل که همسرم اجازه نمی دهد بدنم را لمس کنم ، گاهی اوقات من با دوستانم به مسافرت می روم ، بنابراین من و همسرم تقریباً نیم سال است که رابطه جنسی نداریم.

با همسرم در حومه تماس گرفتم ، او با خونسردی گفت شبی که من او را بیرون کردم ، تصمیم به طلاق گرفته است. دلیل اینکه بلافاصله تقاضای طلاق نکردم این است که هنوز هم می خواهم برای والدینم کارهای عقیدتی انجام دهم. این بار همسرش برای متقاعد کردنش به زادگاهش بازگشت ، والدینش موافقت کردند.

اینطور شد که تمام شد ، حتی اگر خواستم نمی توانستم او را نجات دهم. بنابراین همسرم را به خاطر دو جام شکسته به همسایه خود از دست دادم!

کوین چی



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *