[ad_1]

یک بار که از درون خسته بود ، او وانمود کرد که غش می کند تا “از خواندن” پنهان شود و بیش از 5 سال برای پسرش داستان تعریف کند. او فکر کرد که مادر … مرده است ، کودک گریه می کند ، او دوید تا آب بیاورد ، آن را به دهان او ریخت و بارها و بارها پرسید: مادر ، شما چیزی برای گفتن دارید؟

سوال من این است که گویی آخرین کلماتم را می گویم. در آن زمان من برای اولین بار داشتم به اوضاع فکر می کردم ، حالا اگر می توانم آخرین سخنانم را بگویم …

او به من گفت ، از من خواست دوباره به مادربزرگم بگویم ، متاسفم ، مادربزرگ ، خیلی زیاد. از کودکی تا پیری ، او بارها و بارها کلمات را رها می کند ، طوری رفتار می کند که به او آسیب برساند ، او را آزار دهد.

اگر من مجبور باشم حرف هایم را بزنم ... - تصویر 1.

او به من گفت ، لطفاً ، به پدرت بگویید ، من خیلی ناراحتم که خیلی به شما آسیب رسانده ام. و من بارها پشیمان هستم که به شما آسیب رسانده ام ، به شما توهین کرده ام ، خواسته های بی رحمانه ، بی دلیل از شما …

و با نگاهی به دهه ها ، چند نفر ، چند کلمه باید عذرخواهی کنیم.

زندگی ، معلوم شد که من بیشترین بار درد داشته ام … برنده شدم. آنچه دائماً به ما آسیب می زند این نیست که دیگران به ما آسیب می زنند ، بلکه زمانی است که دیگران را آزار می دهیم.

قبل از اینکه بخواهید به شخصی حمله یا صدمه بزنید ، کمی وقت بگذارید تا آن را در نظر بگیرید. چون شاید کسی که بیشتر از همه صدمه می زند من باشم.

با حمله به افراد دیگر ، در آن زمان ممکن است شادی کنیم ، ممکن است پیروز شویم ، اما در این صورت وحشتناک خواهیم بود. این به دیگران صدمه زد ، من فکر می کردم که برنده شده ام ، اما با غم و غصه ، حتی ترس خود ، بازنده بودم.

این جمله وجود دارد که “اگر گذشته را با اسلحه شلیک کنید ، آینده شما را با توپ شلیک می کند.” گذشته ، که خلاص شدن از آن دشوار است ، غالباً به دلیل آنچه که ما بوجود می آوریم ، نه به خاطر آنچه باید تحمل کنیم.

هنگامی که او در مدرسه بود ، مرتکب چندین مورد خشونت در مدرسه با برخی از دوستان ، گاهی ناخواسته ، اما گاهی عمدا بود. گاهی اوقات آن برزنت است ، گاهی اوقات کلمات بد ، شلاق ، تهمت است … هر وقت او خوشحال می شود زیرا من برنده هستم.

در حال حاضر ، شاید آنها فراموش کرده اند ، مورد غفلت قرار گرفته اند ، دوستان هنوز هم دور هم جمع می شوند ، در صورت لزوم همچنان به یکدیگر کمک می کنند. شخصی حادثه ای قدیمی را به یاد من آورد که حتی به یاد نمی آورد چنین حادثه ای اتفاق افتاده باشد.

صدمه ای که به آنها وارد کردم احتمالاً به اندازه خاطرات سن دانش آموز کمرنگ می شود ، اما وقتی او به یاد می آورد ، هرگز خودش را نمی بخشد.

او با مادربزرگ و عصر جدید او لجبازی کرده بود و حتی اکنون نیز وقتی به مادر درمانده اش نگاه می کند ، همچنان با بحث و اعتراض و نگاه به او صدمه می زند. او مانند خاطره ای شاد به او یادآوری کرد و احساس کرد که چرا با مادرش اینقدر ظالم است.

بستگان ، خون و خون ما اغلب به ما آسیب می رسانند. و در آنجا من می توانم یک قربانی باشم ، بلکه یک مجرم نیز باشم.

در مورد پدرت هم همین طور است. از سر عشق ، نفرت از یکدیگر ، طلاق ، اما هرچه باشد ، نیازی به گفتار و عمل برای آسیب رساندن ، آسیب رساندن ، سرزنش یکدیگر نیست.

اگر در مورد عشق 10 ساله پشیمانی وجود داشته باشد ، این است که من خیلی زیاد بودم ، خیلی بد رفتار کردم …

زندگی ، هیچ کس منع نمی کند که رفتاری با وقارتر و آرام تر را انتخاب کنیم …

سپس زندگی در اطراف ما ، بسیاری از اوقات ما بدون اینکه بدانیم به دیگران آسیب می رسانیم. این سوالات ممکن است آشنایی با آنها باشد ازدواج کنید ، بچه دار شوید ، شما هنوز پسر ندارید ، چرا اینقدر چاق هستید ، نگاه کردن به یک شخص مانند این درست است ، اگر شوهر دارید ، بله ، غم انگیز است ….

در کارهای روزمره نیز می توانیم به دلیل آگاهی ، ضعف یا حسادت ، اشتیاق به پیروزی ، صدمه زدن به همکاران ، مشتری ها … بعضی اوقات دیگران فراموش می کنند و ما به راحتی می توانیم خود را ببخشیم؟

در زندگی خود ، من می دانم که چقدر دیگران را آزار داده ام که ممکن است نمی دانم یا جرات ایستادن در برابر آنها را ندارم.

ما همیشه به خودمان آموزش می دهیم ، همیشه به فرزندانمان می آموزیم كه هیچ كسی نمی تواند ما را آزار دهد ، اما فراموش نکنید كه به خود یادآوری كنید كه سعی كنید دیگران را آزار ندهید. اگر چنین است ، از شجاعت خود برای عذرخواهی استفاده کنید.

این بهانه نه تنها برای این است که حریف دیگران را آزار دهد ، بلکه همچنین سفری است که به من در بهبودی ، بخشش کمک می کند.

طبق گفته Hoai Nam / Dan Tri



[ad_2]

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *