شوهر فونگ بخیل است. وقتی او برای اولین بار عاشق شد ، بندرت چیزی به او می داد. سالگردها ، مهمانی های عاشقانه ، روز زن … کوانگ همیشه فوونگ را به رستوران می برد زیرا فکر می کند بجای هدیه دادن ، حداقل می تواند تکه ای روی شکمش بیاورد. در روزهای عادی ، وقتی دو نفر بیرون رفتند ، او را مجبور کرد که “عشق” را به نصف تقسیم کند.

کوانگ غالباً بدبختی خود را توجیه می کند: کار او ادعای برابری زن و مرد است. در آن زمان ، فوونگ توسط عشق کور شد. او تب دارانه به روش تفکر کوانگ سر تکان داد. حتی وقتی دوستان فوونگ او را سرزنش کردند ، وی حتی گفت که به کوانگ کمک کند: “اگر یک شوهر تنگ باشد ، او سخت کار خواهد کرد. شما نباید نگران بازی وحشی او باشید.”

وقتی آنها ازدواج کردند ، فوونگ به تدریج کلمات دلسردی دوستانش را قورت داد. با Quang اکنون – 365 روز یکسان است. او هرگز روز تولد همسرش را به یاد نمی آورد ، چه رسد به اینكه وی را به خوردن سالگردهای خود دعوت كند! شما حقوقی که می گیرید را نگه دارید. کوانگ فقط به همسرش مخارج زندگی به اندازه کافی ماهیانه می دهد ، هرگز مازاد وجود ندارد. در حالی که فوونگ یک مورد جدید خریداری کرد ، حتی اگر خیلی کوچک باشد ، کوانگ او را فهمید و او را سرزنش کرد.

اما شنبه گذشته ، کوانگ ناگهان هدیه ای به همسرش آورد. اما برخلاف آنچه او فکر می کرد ، فوونگ خوشحال نبود ، او حتی از او خواست که او را طلاق دهد.

اولین باری که شوهر پس از 5 سال ازدواج هدیه داد ، زن به محض دیدن لباس زیر واکنش شدیدی به طلاق نشان داد - عکس 1.
با دریافت هدیه از همسرش ، حس ششم او به او گفت که مشکلی پیش آمده است. (تصویر)

مسئله این است که ، جمعه هفته گذشته ، کوانگ با همسرش تماس گرفت و گفت که او در خانه غذا نمی خورد ، اما به یک مهمانی می رود. پس از آن تماس ، او ناپدید شد ، شب برنگشت ، فوونگ برای شلیک تماس گرفت و کوانگ هنوز پاسخی نداد.

او همچنین با همکار خود تماس گرفت ، کسی زود به او گفت. کسی دوباره کوانگ را پوشانده و می گوید که او باید بیش از حد مست باشد به طوری که کسی باید در خانه بخوابد. فوونگ تمام شب ناآرام بود و از ترس اینکه کوانگ در راه خانه با چیزی غیر منتظره روبرو شود ، مضطرب و بی قرار نمی تواند بخوابد.

ساعت 10:00 صبح روز بعد ، کوانگ با چهره ای شاد از هیچ جا بازگشت. به اتاق خواب دوید و فونگ را محکم بغل کرد. او در شرف سرزنش شوهرش بود که کوانگ دوباره به همسرش هدیه داد و گفت:

– بازش کن ببینید آیا آن را دوست دارید؟ شما آن را برای همسرتان خریده اید.

ناگهان ، فوونگ آن را باز کرد تا ببیند. در جعبه کادو مجموعه ای از لباس زیر قرمز ، طرح توری سکسی و سکسی قرار دارد. فوونگ در آن زمان خوشحال بود و لبخند زد زیرا فکر کرد: “شاید فردا باران زیادی ببارد ، زیرا شوهر خسیس او امروز آن را به همسرش داد.” با این حال ، وقتی لباس زیر را بلند کرد تا به او نگاه کند ، لبخند فوونگ کمرنگ شد.

تعداد سایزهای لباس مناسب شما نیست. فوونگ بزرگترین سایز پیراهن را می پوشد زیرا او به تازگی نوزادی زیر 5 ماه به دنیا آورده است. اما این لباس زیر برای دختران با نیم تنه و نیم تنه متوسط ​​تری است. چیزی که او از آن خوشحال نیست این است که کوانگ پسر لال نیست بدون اینکه بداند همسرش از چه سایزی استفاده می کند؟ برعکس ، او کاملاً آگاه است ، زیرا قبل از اینکه کوانگ مردی دقیق باشد ، کم کم متوجه همسرش شد. به هیچ وجه نمی دانید که همسرتان نمی تواند وارد آن لباس زیر زنانه شود! علاوه بر این ، این نیز سبک لباس او نیست.

او خوشحال نبود ، اما فونگ رفتار روشنی از خود نشان نداد. وی همچنین شوهرش را متهم نکرد که یک شبه به خانه نیامده است. همانطور که برای کوانگ ، سپس او یک تماس تلفنی گرفت و سپس با عجله دور شد. قبل از عزیمت ، او حمام کرد ، مرتب لباس پوشید ، با عطر معطر اسپری کرد و دهانش دائماً سوت می زد.

به محض اینکه کوانگ از خانه خارج شد ، فوونگ تلفن را برداشت و با کسی تماس گرفت. دوباره صورتش جدی بود. مشت پر از خشم شد.

کوانگ در طول شب به خانه برنگشت. اما به محض ورود به داخل ، ناگهان متوقف شد. تمام لباس ها و وسایل شخصی کوانگ تمیز شد و جلوی در قرار گرفت. افرادی که از آنجا رد می شوند نمی دانند که در آستانه حرکت هستند. کوانگ نفهمید چه اتفاقی افتاده است ، او بلافاصله به اتاق خوابش شتافت تا همسرش را برای کار پیدا کند.

فونگ با خونسردی گفت: “من طلاق می خواهم.”

کوانگ شوکه شد ، ناعادلانه چشمانش را چرخاند. کوانگ که فکر می کرد شب گذشته هنوز همسرش از دست من عصبانی است ، صدا را پایین آورد.

– بیا ، بیا او گفت که دیروز بیش از حد مست بود بنابراین لام به خانه نرفت. دقیقاً برای من سخت است. این شرکت در تمام طول سال یک جشنواره داشت ، اما من …

“دیگر دروغ نگو”. من قبلاً به لام زنگ زدم او دیشب و نه با دوستانش از شرکت به آنجا نرفته بود. خیلی زود رفت. من پیروان شما را صبح ترک می کنم ، من همه کارهایی را که امروز انجام می دهید می دانم.

سرانجام ، تحت فشار Phuong Quang ، او همه چیز را پذیرفت. دیروز برای خواب به خانه معشوقش رفت. این هدیه نیز کوانگ بود که روز تولد آن را به او هدیه داد ، اما او این کار را دوست نداشت و او را مجبور کرد آن را دور بیندازد. این زن خواستار خرید آیفون 12 شد. متأسفانه کوانگ مجبور شد آن را نزد همسرش ببرد. اما او انتظار کمی “انحراف” نداشت ، فوونگ می توانست همه چیز را بداند.

کوانگ همچنین صادقانه اعتراف کرد که او “به دنبال چیزهای عجیب و غریب” شروع کرده است زیرا همسرش تا ماه 4 باردار بود. هنگامی که یک دوست به سرگرمی هدایت شد ، کوانگ دوباره توسط هلو در آنجا منتقل شد. او زانو زد او از همسرش عذرخواهی کرد. کوانگ برای انتقال فونگ ابراز پشیمانی کرد. برعکس ، او بسیار مصمم بود. فوونگ او را از خانه بیرون کرد (این آپارتمان را قبل از ازدواج خریداری کرد) و فقط زمانی که در دادگاه بود با او صحبت کرد.

Huong Duong HT (ریتم زندگی ویتنامی) را دنبال کنید



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *