مادرشوهرم بسیار روانشناختی است ، بعد از عروسی او یک خانه دو طبقه خوب به ما داد تا جداگانه در آن زندگی کنیم. وقتی کودک را به دنیا آوردم و 6 ماه مادری را تمام کردم و برای کار آماده شدم ، از او خواستم که از کودک مراقبت کند. اما مادرشوهرش به او گفت که کمرش درد کرده و نمی تواند آن را نگه دارد ، بنابراین شخصی را برای مراقبت از کودک استخدام می کند. او هر ماه حقوق کل کارمند را پرداخت خواهد کرد. من واقعاً خوش شانس هستم که چنین مادر شوهر خوبی دارم.

یک روز او همانطور که قول داده شده بود ، یک کنیزک آورد ، سالم و چابک به نظر می رسید. از زمانی که او به کارش آمده است ، خانه همیشه تمیز است ، هر وعده غذایی پر از غذاهای خوشمزه است و من دیگر مجبور نیستم شب را برای حمل کودکم بیدار بمانم.

در حالی که یک روز صبح برای تهیه غذا پایین آمدم تا آماده کار شوم ، اما آشپزخانه هنوز سرد بود ، من هنوز آشپزی را ندیده بودم ، به اتاقم رفتم تا با کنیزک خود تماس بگیرم و متوجه شدم که او یک مرد خوب خوابیده را در آغوش گرفته است. خیلی شوکه شدم و با عصبانیت به او زنگ زدم تا از او بپرسم کسی که کنار او خوابیده کیست.

او عذرخواهی کرد و شوهرش را معرفی کرد ، زیرا خیلی دلش برای او تنگ شده بود ، بنابراین او نیمه شب پنهانی به ملاقات او آمد. من نمی توانستم خدمتکاری را که صاحبخانه را به متل تبدیل کرده بود بپذیرم ، بنابراین برای حل شدن به شوهرم زنگ زدم و خواستار اخراجش شدم.

صبح ، وقتی خدمتکار را ندیدم که برای تهیه صبحانه بلند می شود ، تماس گرفتم و بعد از دیدن صحنه در اتاق شوکه شدم - عکس 1.
او حتی گاه گاهی فرزندانش را به بازی در خانه دعوت می کرد. (تصویر)

شوهرم شنید و آهی کشید و گفت ، او به خوبی از کودک مراقبت می کند ، کارهای خانه زیرک ، آشپزی خوب است. فقط به این دلیل که من با شوهرش خوابیدم و کارش را اخراج کردم ، می دانستم چه کسی می تواند کار بهتری پیدا کند ، بنابراین شوهرم موافقت کرد که او را نگه دارد. او حتی گاهی فرزندانش را به بازی در خانه دعوت می کرد.

با عدم تأیید از رفتار شوهرم ، پیش مادرشوهرم رفتم تا همه چیز را به او بگویم به این انتظار که او کنار من بایستد. چه کسی انتظار داشت که او حرف کوچکی بگوید که باعث سر و صدا من شد. او با شوهرش می خوابد ، اما فاحش نیست.

مامان گفت پیدا کردن چنین کارگر سختی سخت است ، بنابراین لطفا مراقب باشید و رفتار خوبی با او و همسرش داشته باشید.

من ندیده ام که مددکاران صاحبخانه را به متل تبدیل کنند تا زوجین بتوانند اینگونه باران و باران بکشند. طبق گفته اکنون همه ، چه کاری می توانم انجام دهم تا مادر شوهرم را مجبور به اخراج وی از خانه ام کند؟

(thanhhuyen …. @ gmail.com)

به گفته دونگ نگوین (روشنفکر جوان)



دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *